پیرو کلام امیرعوالم خلقت اعرف الحق تعرف اهله

توسل اهل سنت به مردگان+سند

توسل اهل سنت به مردگان+سند

آیا توسل به مردگان جایز است؟

 

اهل سنت وجماعت توسل به ميت را مانند توسل به زنده جايزدانسته اند چون فرقي بين آن دو نيست چراكه توسل يا به مقام نبوت است يا به پرهيزگاري متوفي در اين صورت فرقي بين اينكه زنده باشد يامرده نيست.


چون صفت نبوت و پرهيزگاري بعد از مرگ باقي اند و دراين مورد از طرف پيامبر(صلی الله علیه وآله) و صحابه نهي و منعي نشده است و به آنچه كه طبراني از عثمان بن حنيف روايت كرده و آن راصحيح دانسته استدلال كرده اند عثمان بن حنيف مي فرمايند:

62 - أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْبَاقِي بْنِ أَحْمَدَ بْنِ سَلْمَانَ أَنْبَأَ ابْن خيرون ثَنَا ابْن شَاذان أَنْبَأَ أَبُو مُحَمَّدٍ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ دُرُسْتُوَيْهِ النَّحْوِيُّ أنبأ أَبُو يُوسُفَ يَعْقُوبُ بْنُ سُفْيَانَ ثَنَا أَحْمَدُ بْنُ شَبِيبِ بْنِ سَعِيدٍ ثَنَا أَبِي عَنْ رَوْحِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْمَدِينِيِّ عَنْ أَبِي أُمَامَةَ بْنِ سَهْلِ بْنِ حنيف عَنْ عَمِّهِ عُثْمَانَ بْنِ حَنِيفٍ أَنَّ رَجُلا كَانَ يَخْتَلِفُ إِلَى عُثْمَانَ بْنِ عَفَّانَ رَحِمَهُ اللَّهُ فِي حَاجَةٍ فَكَانَ عُثْمَانُ لَا يَلْتَفِتُ إِلَيْهِ وَلَا يَنْظُرُ إِلَيْهِ فِي حَاجَتِهِ فَلَقِيَ عُثْمَانَ بْنَ حَنِيفٍ فَشَكَا ذَلِكَ إِلَيْهِ فَقَالَ لَهُ عُثْمَانُ بْنُ حَنِيفٍ ائْتِ الْمَيْضَأَةَ فَتَوَضَّأْ ثُمَّ ائْتِ الْمَسْجِدَ وَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ قُلْ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ وَأَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّي مُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ يَا مُحَمَّدُ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى رَبِّي وَيَقْضِي حَاجَتِي وَاذْكُرْ حَاجَتَكَ ثُمَّ ارْجِعْ حَتَّى أَرُوحَ فَانْطَلَقَ الرَّجُلُ فَصَنَعَ ذَلِكَ ثُمَّ أَتَى بَابَ عُثْمَانَ بْنِ عَفَّانَ فَجَاءَ الْبَوَّابُ واخذ بِيَدِهِ فَأَدْخَلَهُ عَلَى عُثْمَانَ فَأَجْلَسَهُ مَعَهُ عَلَى الطُّنْفُسَةِ فَقَالَ لَهُ حَاجَتَكَ فَذَكَرَ لَهُ حَاجَتَهُ فَقَضَاهَا.فَقَالَ مَا فَهِمْتُ حَاجَتَكَ حَتَّى كَانَ السَّاعَةُ أَنْظُرُ مَا كَانَتْ لَكَ مِنْ حَاجَةٍ ثُمَّ إِنَّ الرَّجُلَ خَرَجَ مِنْ عِنْدِهِ فَلَقِيَ عُثْمَانَ بْنَ حَنِيفٍ فَأَخْبَرَهُ فَقَالَ مَا كَلَّمْتُهُ ولِكَنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ الله وَجَاءَ إِلَيْهِ ضَرِيرٌ فَشَكَا إِلَيْهِ ذِهَابَ بَصَرِهِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ الله (أَوَ تَصْبِرُ) فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّهُ لَيْسَ لِي قَائِدٌ وَقَدْ شَقَّ عَلَيَّ فَقَالَ النَّبِيُّ (ائْتِ المَيْضَأَةَ فَتَوَضَّأْ وَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ قُلْ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ وَأَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّي مُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ يَا مُحَمَّدُ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بك إِلَى رَبِّي فيجلي لي عَن بَصرِي اللَّهُمَّ شَفِّعْهُ فِيَّ وشَفِّعْنِي فِي نَفْسِي) قَالَ عُثْمَانُ بْنُ حَنِيفٍ واللَّهِ مَا تَفَرَّقْنَا وَطَالَ بِنَا الْحَدِيثُ حَتَّى دَخَلَ عَلَيْنَا الرَّجُلُ كَأَنَّهُ لم يكن بِهِ ضَرَر قطّ)


[ ادامه مطلب ] |
ن : al-milani
ت : پنج‌شنبه 09 بهمن 1393
جمعه که میشود.....یا صاحب الزمان

جمعه که میشود گوشها را به نوای باد سحرگاه میسپاریم تا نوای انا المهدی شما را بشونیم
اما حال غروب شد و دلها غمین
 اما باز هم نیامدی

بیا که مادر انتظار میکشد
برای گرفتن انتقامش فریادها میکشد
دیگر نمانده توان در صدا و گلویش
 با صدای نهیف هم داد از دل میکشد
بیا که کنی دل محزونش را خوشحال
ز انتقام دست و قلاف و مسمار

خودم گفتم


ن : al-milani
ت : جمعه 03 بهمن 1393
10 آسیبی که قند به بدن به شما می‌زند

10 آسیبی که قند به بدن به شما می‌زند

شیعه نیوز: وقتی به یک فرد معمولی بگویید مصرف بیش از اندازه قند باعث پوسیدگی دندان و افزایش وزن می شود، احتمالا به شما خواهد گفت، خودم می‌دانستم!

اما اگر به فردی عادی بگویید که مصرف زیاد قند به پیامدهایی مانند ابتلا به بیماری‌های قلبی، چروک شدن پوست و تخریب لثه‌ها می‌انجامد، احتمالا دیگر مشتاق خوردن شیرینی‌ها یاقی نخواهند ماند.

هر فرد ممکن است فکر کند رژیم غذایی به طور قابل‌قبول سالمی را دنبال می کند، اما واقعیت این است که برای مثال در انگلیس هر فرد مقدار زیادی شکر، به طور متوسط معادل ۲۳۸ قاشق چایخوری در هفته مصرف می‌کند - بدون اینکه حتی متوجه باشد. در واقع درصد بالایی از این مصرف مرگبار قند در میان‌وعده‌های به ظاهر بی‌ضرر مثل سوپ، ماست و سایر غذاهای آماده پنهان است.

قند هیچ گونه ارزش غذایی ندارد و تاثیرش به عنوان عامل اصلی چاقی و دیابت در  سراسر جهان به اثبات رسیده است. امروزه اهمیت توجه به میزان قندهای پنهان که مخفیانه راه خود را به رژیم غذایی روزانه ما باز می‌کنند، بیش از هر زمان دیگری است. اگر بدانید قند تا چه حد برای سلامتی‌تان مضر است، هرگز نگاهتان به یک بسته شکلات مانند قبل نخواهد بود.


[ ادامه مطلب ] |
ن : al-milani
ت : دوشنبه 29 دی 1393
آيا بين امير مؤمنان على و خلفا پيوند سببى بود؟

آيا بين امير مؤمنان على و خلفا پيوند سببى بود؟

بنابر تحقيق مسلّم و غير قابل انکار انتسابات و پيوندهايى که بين بنى‌هاشم و امويان رخ داده «يکطرفى» بوده است، به اين معنا که عمدتاً امويان و ديگر مخالفان بوده‌اند که با بنى‌هاشم پيوند بسته و از بنى‌هاشم دختر گرفته‌اند، ولى در بنى‌هاشم، کسى نيست که از مخالفان دخترى گرفته باشد. دست کم آن چه مسلّم و قطعى است اين که ما در هيچ يک از ائمّه اطهار عليهم السلام‏ از امويان نمی‌‏باشد.
در اين زمينه دو مورد قابل بحث و تحقيق است:
1. دامادى امام محمد باقر عليه السلام‏ با قاسم بن محمّد بن ابی‌بکر.
قاسم از فقهاى مدينه و شخصى موجَّه و وزين بوده است که حضرت امام باقر عليه السلام‏، امّ فروه دختر او را به همسرى گرفتند. اين مخدّره، مادر امام صادق‏ عليه السلام‏ است.
2. ازدواج امّ کلثوم دختر حضرت على‏ عليه السلام‏ با عمر بن خطّاب.
اهل سنّت می‌گويند: وقتى شما در خطاب به امامان خود می‌گوييد:
اشْهَدُ أنَّكَ كُنْتَ نُوراً في الأصْلابِ الشّامِخَةِ والأَرْحَامِ المُطَهَّرَةِ؛
گواهى می‌دهم که شما به صورت نورى در پشت مردانى عالى درجه و رحم‏‌هاى پاک و دور از پليدى بوده‏‌ايد؛
پس ابوبکر که پدر بزرگ مادرِ امام صادق‏ عليه السلام‏ است از «اصلاب شامخه» می‌باشد و بايد به ايمان و پاکى او قائل بشويد.
در پاسخ اين استدلال چنين می‌گوييم:


[ ادامه مطلب ] |
ن : al-milani
ت : سه‌شنبه 23 دی 1393
نماز ابوبکر و جانشینی وی(2)


نماز ابوبکر و جانشینی وی(2)
عائشه:

پايه و اساس اكثر روايات فوق، عايشه است; زيرا او در اين قصّه نقش اساسي دارد.

نگاهى به شخصيّت عائشه:

الف . حساسيت عائشه

عايشه هر شأن و فضيلتى را براى خود، پدر و دوستدارانش ـ از نزديكان و خويشان ـ مى خواست. هر گاه مى‌ديد كه پيامبر صلى اللّه عليه وآله مورد محبّت يكى از همسرانش قرار مى‌گرفت و آن حضرت نزد او مى‌ماند، بر او مى‌شوريد; همان گونه كه با زينب دختر جحش اين گونه رفتار كرد. آن گاه با حفصه تبانى كردند كه هر گاه پيامبر صلى اللّه عليه وآله نزد هر كدام از آن ها وارد شود بگويد: من از شما بوى مغافير [نوعى صمغ بد‌بو] استشمام مى‌كنم تا ايشان از ماندن و عسل خوردن نزد زينب امتناع ورزد! و با يكديگر هم قسم شدند تا كسي را از اين تباني با خبر نسازند.

4912 - حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُوسَى أَخْبَرَنَا هِشَامُ بْنُ يُوسُفَ عَنِ ابْنِ جُرَيْجٍ عَنْ عَطَاءٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ عُمَيْرٍ عَنْ عَائِشَةَ - رضى الله عنها - قَالَتْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - يَشْرَبُ عَسَلاً عِنْدَ زَيْنَبَ ابْنَةِ جَحْشٍ وَيَمْكُثُ عِنْدَهَا فَوَاطَيْتُ أَنَا وَحَفْصَةُ عَنْ أَيَّتُنَا دَخَلَ عَلَيْهَا فَلْتَقُلْ لَهُ أَكَلْتَ مَغَافِيرَ إِنِّى أَجِدُ مِنْكَ رِيحَ مَغَافِيرَ. قَالَ «لاَ وَلَكِنِّى كُنْتُ أَشْرَبُ عَسَلاً عِنْدَ زَيْنَبَ ابْنَةِ جَحْشٍ فَلَنْ أَعُودَ لَهُ وَقَدْ حَلَفْتُ لاَ تُخْبِرِى بِذَلِكِ أَحَدًا».

(ترجمه متن در توضيح قبل از آن به اختصار آمده)

صحيح بخاري ، محمد بن اسماعيل ( 256 هـ ) ، ج 6 ، ص 69 . تفسير يا ايها النبي لم تحرم ما احل الله لك

ب . حساسيّت عايشه نسبت به حضرت خديجه سلام الله عليها

هرگاه عايشه مى‌ديد كه پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله از حضرت خديجه عليها السلام به خوبى ياد كرده و او را مى‌ستايد با جسارت مى‌گفت: چه قدر از اين پيرزن بى دندان ياد مى‌كنى؟! خداوند عزّ وجلّ بهتر از او را به تو داده است...

23719 - عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِذَا ذَكَرَ خَدِيجَةَ أَثْنَى عَلَيْهَا فَأَحْسَنَ الثَّنَاءَ قَالَتْ فَغِرْتُ يَوْمًا فَقُلْتُ مَا أَكْثَرَ مَا تَذْكُرُهَا حَمْرَاءَ الشِّدْقِ قَدْ أَبْدَلَكَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهَا خَيْرًا مِنْهَا

(ترجمه متن در توضيح قبل از آن به اختصار آمده)

مسند ، احمد بن حنبل ( 241 هـ ) ، ج 6 ، ص 118.


[ ادامه مطلب ] |
ن : al-milani
ت : سه‌شنبه 23 دی 1393
نماز ابوبکر و جانشینی وی(1)+سند

نماز ابوبکر و جانشینی وی(1)+سند

(این مقاله در دو قسمت تهیه شده است)

مهمترين روايات وارده در رابطه با «استخلاف» و يا جانشيني ابوبكر از سوي رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم براي نماز در واپسين روزهاي عمر شريف آن حضرت كه مجموعاً يازده روايت، حاوي يك روايت از موطأ مالك و ده روايت از صحيح بخاري است؛ تماماً بررسي سندي شده كه همه ضعيف و يا مرسل بوده و در سلسله سند آن مشكلات اساسي وجود داشته است. و البته در دلالت آن نيز (همان گونه كه ملاحظه خواهيد فرمود) به قدري تعارض و تناقض وجود دارد كه هر گونه اعتماد به اين روايات را منتفي مي‌سازد.

پاسخ به اين شبهه (نماز ابوبكر) در فايل ديگري به شكل مفصل و مستقل ذكر گرديده كه خلاصه آن در اين مجال مي‌آيد.

بررسي سندي:

روايت كتاب الموطأ مالك

وَحَدَّثَنِي عَنْ مَالِكٍ، عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ، عَنْ أَبِيهِ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - خَرَجَ فِي مَرَضِهِ، فَأَتَى فَوَجَدَ أَبَا بَكْرٍ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي بِالنَّاسِ، فَاسْتَأْخَرَ أَبُو بَكْرٍ، فَأَشَارَ إِلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - أَنْ كَمَا أَنْتَ، فَجَلَسَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - إِلَى جَنْبِ أبِي بَكْرٍ، فَكَانَ أَبُو بَكْرٍ يُصَلِّي بِصَلاَةِ رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - وَهُوَ جَالِسٌ، وَكَانَ النَّاسُ يُصَلُّونَ بِصَلاَةِ أبِي بَكْرٍ.

 

 


[ ادامه مطلب ] |
ن : al-milani
ت : سه‌شنبه 23 دی 1393
عاشورا و امام حسین علیه السلام در آئینه احادیث

عاشورا و امام حسین علیه السلام در آئینه احادیث

امامان شیعه علیهم السلام برای اینکه نهضت خونین کربلا و محرم و عاشورا برای همیشه زنده و جاوید بماند، سعی و تلاش فراوانی نمودند و دراین راستا از پنج شیوه استفاده کردند :
1- یادآوری مصائب امام حسین علیه السلام و یاران فداکارش در مناسبت های مختلف، بخصوص در ایام محرم و عاشورا.
عن ابی عمارة المنشد قال: «ما ذکر الحسین بن علی عند ابی عبدالله علیه السلام فی یوم قط فرئی ابو عبدالله علیه السلام متبسما فی ذلک الیوم الی اللیل » (1) ابوعماره منشد می گوید: هر گاه در حضور امام صادق علیه السلام نام حسین علیه السلام برده می شد، آن روز تا شام خنده بر لبان آن حضرت دیده نمی شد.
حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام می فرماید:
«کان ابی اذا دخل شهر المحرم لایری ضاحکا و کانت الکابة (2) تغلب علیه حتی یمضی منه عشرة ایام فاذا کان یوم العاشر کان ذلک الیوم یوم مصیبته و حزنه و بکائه و یقول: هو الیوم الذی قتل فیه الحسین علیه السلام » (3) وقتی ماه محرم می رسید پدرم را کسی خندان نمی دید و غم و اندوه بر او چیره می گشت تا روز عاشورا فرا می رسید و روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و روز گریه او بود و می فرمود: این همان روزی است که حسین علیه السلام کشته شد.
زمانی که منصور دوانیقی دستور داد در منزل حضرت صادق علیه السلام را آتش بزنند، آن حضرت در منزل بودند و آتش را خاموش کردند و زنان و دختران وحشت زده از آتش سوزی را دلداری دادند:
«فلما کان الغد دخل علیه بعض شیعته یسالونه فوجدوه حزینا باکیا، فقالوا: ممن هذا التاثر و البکاء؟ امن الجراة علیکم اهل البیت و لیس منهم باول مرة فقال الامام علیه السلام : لا ولکن لما اخذت النار ما فی الدهلیز نظرت الی نسائی و بناتی یتراکضن فی صحن الدار من حجرة الی حجرة و من مکان الی مکان هذا و انا معهن فی الدار فتذکرت فرار عیال جدی الحسین علیه السلام یوم عاشوراء من خیمة الی خیمة و من خباء الی خباء و المنادی ینادی: احرقوا بیوت الظالمین » (4) فردای آن روز دسته ای از شیعیان خدمت آن حضرت رسیدند تا از حالش جویا شوند، دیدند آن حضرت اندوهناک و گریان است پرسیدند: این همه اندوه و گریه از چیست؟ آیا از گستاخی و بی حرمتی آنان نسبت به شما - اهل بیت - این همه ناراحتید و حال آن که این اولین بار نیست که چنین می کنند.
امام علیه السلام فرمود: نه، بلکه اندوه و گریه من از این جهت است که وقتی آتش، آستانه خانه را فرا گرفت، زنان و دخترانم را دیدم که از این اطاق به آن اطاق و از این جا به آن جا پناه می بردند در حالی که من پیش آنان حضور داشتم و تنها نبودند. از این صحنه به یاد فرار خانواده جدم حسین علیه السلام در روز عاشورا افتادم که از خیمه ای به خیمه دیگر و از پناهگاهی به پناهگاه دیگر فرار می کردند و دشمن فریاد می زد: خیمه ستم کاران را به آتش بکشید!


[ ادامه مطلب ] |
ن : al-milani
ت : شنبه 03 آبان 1393
آيا عزاداری برای امام حسين عليه السلام‌ بدعت است؟

آيا عزاداری برای امام حسين عليه السلام‌ بدعت است؟

 

در طول تاريخ توسط وهابيت همواره نسبت به قيام حضرت امام حسين عليه السلام‌ و عزاداري آن بزرگوار شبهاتي مطرح بوده و يكي از آن‌ها بدعت شمردن عزاداري سرور آزادگان مي باشد در اين زمينه ابن تيميه نظريه پرداز وهابيت اين چنين مي گويد:
1 ـ ومن حماقتهم إقامه المأتم والنياحه على من قد قتل من سنين عديده
از حماقت‌هاي شيعيان برپايي مجلس ماتم و نوحه است بر كسي است كه سال‌ها پيش كشته شده.
منهاج السنه النبويه، ابن تيميه، ج 1، ص 52.
2 ـ وصار الشيطان بسبب قتل الحسين رضي الله عنه يحدث للناس بدعتين، بدعه الحزن والبكاء والنوح يوم عاشوراء... وبدعه السرور والفرح.
شيطان به واسطه كشته شدن حسين عليه السلام براي مردم دو بدعت ايجاد كرده است: 1. بدعت گريه و ناله و حزن در روز عاشوراء... 2. بدعت شادي و سرور.
منهاج السنه، ابن تيميه، ج 4، ص 334 تا 553.


[ ادامه مطلب ] |
ن : al-milani
ت : شنبه 03 آبان 1393
اعتراض علي(ع)بر اصحاب عادل+سند

اعتراض علي(ع)بر اصحاب عادل+سند

 با توجه به عدالت صحابه چرا امیرالمومنین (ع) بر آنان اعتراض کردند؟

برخی می گویند: در نهج ‏البلاغه برخی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مورد اعتراض واقع شده‏ اند و به آنان توهین و نسبت غصب خلافت داده شده است و از آنجا که تمام صحابه‏ ی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عادل می‏باشند لذا به نظر نمی‏رسد که اینگونه خطبه ‏ها از سخنان امیرالمومنین علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام بوده باشد.نقل از مقدمه ‏ی شیخ محی ‏الدین عبدالحمید بر شرح نهج‏ البلاغه شیخ محمد عبده.چنانچه با دلیل و برهان قطعی فاسق بودن و حتی منافق بودن برخی از صحابه ثابت شود، این شبهه ساقط خواهد شد


[ ادامه مطلب ] |
ن : al-milani
ت : دوشنبه 28 مهر 1393
میثم تمار یار خاص امیرالمؤمنین علیه السلام
او در بالای دار صدا می‌زد: ای مردم هر كسي می‌خواهد احاديث امیرالمؤمنین علیه السلام را بشنود جلو بيايد.

SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

 

به گزارش «شیعه نیوز»، مكتب انسان ساز و تربيت‌كننده امیرالمؤمنین علیه السلامشخصيت‌های بسيار ارزنده و بزرگواری وجود دارند كه هر يک از آن‌ها در طول تاريخ الگویی ارزنده برای جامعه بشری بوده‌اند. يكي از اين شخصيت‌های بزرگوار كه علاقه خاصی به امیرالمومنین (عليه‌السّلام) داشت و حضرت نيز متقابلاً وی را بسيار دوست می‌داشت، «ميثم تمار» است. حيات پربار و شهادت افتخارآميز او برای همه انسان‌های آزاده و مسلمان، درس و سرمشق و الهام است.

 

از سال‌های آغازين زندگی او اطلاعات چندانی در دست نيست. محققان نوشته‌اند:«وی فرزند يحيی و از سرزمين «نهروان»، منطقه‌ای ميان عراق و ايران است. بعضی او را ايرانی و از مردمان فارس دانسته‌اند».[۱] پدر و مادر ميثم همين نام را براي او انتخاب كرده بودند. گويا بعدها به نام «سالم» نيز مشهور بوده است.[۲]

 

لقب تمار را از اين جهت به ميثم داده‌اند كه وی در كوفه خرما فروش بود.[۳]

 

ابن حجر عسقلانی می‌نويسد: «ميثم برده زنی از بنی‌اسد بود. علی (عليه‌السّلام) او را خريداری كرد و آزاد نمود».[۴]

 

 

 

در همان زمان امیرالمومنین (عليه‌السّلام) به او گفت: «نامت چيست؟» گفت: «سالم». حضرت فرمود: «رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به من فرمودند نام اصلی تو (نامی كه پدر و مادرت بر تو نهاده‌اند) «ميثم» است». ميثم گفت: «رسول خدا و اميرالمؤمنين راست می‌گويند، نام من ميثم است». حضرت (عليه‌السّلام) فرمود: «پس همان نام قديم تو بهتر است».[۵]

 

 

ميثم از اصحاب خاص علی (عليه‌السّلام) و صاحب سرّ حضرت بوده است.[۶] صاحب الغارات می‌نویسد: «ابوخالد تمار گوید که من با میثم بر روی فرات در یک کشتی که انار حمل می‌کرد، همراه بودیم. ميثم به ما گفت: هم اكنون معاويه درگذشت. راوی می‌گويد: جمعه بود، خبر درگذشت معاويه رسيد، من در اين مورد تحقيق كردم، معلوم شد در همان روزی كه ميثم خبر فوت او را به ما داد و در همان وقت، معاويه مرده بود و فرزندش به جای او نشسته بود».[۷]

 

يكی ديگر از اخبار غيبی كه از ميثم تمار نقل شده است مربوط به زمانی است كه همراه با مختار بن ابی‌عبيد ثقفی در زندان عبيدالله بن زياد به سر می‌برد. شيخ مفيد می‌نويسد: «ميثم در زندان به مختار گفت: تو به خون‌خواهی حسين (عليه‌السّلام) قيام خواهی كرد و اين كسی را كه الان می‌خواهد تو را بكشد، خواهی كشت. وقتی عبيدالله می‌خواست مختار را بكشد نامه‌ای از يزيد رسيد و مختار آزاد شد».[۸]

 

ابن حجر عسقلانی و شيخ مفيد و عده‌ای ديگر از مورخان نوشته‌اند: «امیرالمومنین (عليه‌ السّلام) روزی به ميثم گفت: تو بعد از من دستگير می‌شوی و به دار آويخته خواهی شد. روز سوم از بينی تو خون خواهد آمد و محاسنت از آن خون خضاب خواهد شد. تو بر در خانه عمرو بن حريث، جزء آن ده نفری خواهی بود كه به دار آويخته می‌شوند. چوبه دار تو از همه آن‌ها كوتاه‌تر است. سپس حضرت آن نخله‌ را به وی نشان داد و فرمود: تو را بر آن به دار آويخته خواهی شد. ميثم همواره كنار آن نخل می‌آمد و نماز می‌خواند و با آن نخل سخن می‌گفت. و به عمرو بن حريث می‌گفت: من همسايه تو می‌شوم، برای من همسايه خوبی باش. عمرو به او می‌گفت: آيا می‌خواهی خانه ابن مسعود يا خانه ابن حكيم را بخری (؟!) و نمی دانست که منظور میثم چیست».[۹]

 

در روايت ديگری آمده است: «يوسف بن عمران نقل می‌كند؛ از ميثم شنيدم که می‌گفت: امیرالمومنین (عليه‌السّلام) مرا نزد خود خوانده و فرمود: ای ميثم! هنگامی كه عبيدالله بن زياد تو را طلب كند و از تو بخواهد كه از من برائت حاصل كنی، چه خواهی كرد؟ گفتم: يا اميرالمؤمنين من هرگز از تو برائت نخواهم جست. امام فرمود: بنابراين تو را خواهند كشت و به دارت خواند آويخت. عرض كردم: من صبر خواهم كرد. حضرت فرمود: در اين صورت در مقام من با من خواهی بود».[۱۰] همه اين روايات نشان‌دهنده مقام معنوی ميثم تمار در نزد حضرت علی می‌باشد، به گونه‌ای كه حضرت اخبار زندگی و آينده وی را برايش بيان می‌كند.

 

شیخ طوسی می نویسد: «امیرالمومنین به میثم فرمود که دستان و پاها و زبانت را قطع خواهند کرد . سپس نخل‌های که در کناسه کوفه است را قطع کرده و آن را به چهار قسمت می کنند و تو را بر یکی از قطعه‌های آن به دار خواهند آویخت. میثم عرض کرد: آیا چنین چیزی رخ می‌دهد؟ حضرت فرمود : به خدای کعبه قسم، رسول خدا این گونه به من خبر داد».

 

در سال ۶۰ هجری، عبيدالله بن زياد او را دستگير كرد. به او گفتند که اين شخص (ميثم) از برگزيده‌ترين افراد نزد امیرالمومنین (عليه‌السّلام) بوده است. ابن زیاد گفت: «وای بر شما. اين اعجمی؟!» گفتند: «بله». سپس عبيدالله از ميثم سؤال كرد: «خدايت كجاست؟» گفت: «بِالمِرصادِ لِلظَلَمَة وَ اَنْتَ مِنهُم.[۱۱] در كمين گاه ظالمان است و تو يكی از ظالمان هستی».

 

در روايت ديگري آمده است: «پس از آنكه ميثم را نزد ابن زياد آوردند، ابن زياد به او گفت: «تو بايد از امیرالمومنین (عليه‌السّلام) برائت بجويی و از او بدگويی كنی و الّا دست و پايت را قطع می‌كنم و تو را به دار می‌آويزم. ميثم می‌گويد: من گريه كردم. ابن زياد از علت گريه من سؤال كرد. گفتم: از قول و عمل تو گريه نمی‌كنم. از شكی كه آن روز از خبر مولايم بر من عارض شد گريه می‌كنم.

 

ابن زياد پرسيد: مگر مولای تو چه گفته؟ سپس ميثم جريان را نقل كرد، ابن زياد گفت دست و پايت را قطع می‌كنم. اما زبانت را باقی می‌گذارم تا دروغ تو و مولايت را آشكار سازم. سپس دست و پای او را قطع كرد و او را بالای دار برد.او در بالای دار صدا می‌زد: ای مردم هر كسي می‌خواهد احاديث امیرالمومنین (عليه‌السّلام) را بشنود جلو بيايد. مردم جمع شدند. عمرو بن حريث به عبيدالله بن زياد گفت: می‌ترسم او دل‌های مردم كوفه را دگرگون كند و آن‌ها بر عليه تو خروج كنند. عبيدالله دستور داد: برو زبانش را قطع كن. سپس زبان او را قطع كردند و ميثم به شهادت رسيد».[۱۲]شهادت ميثم بنا به نقلی ده روز قبل از آمدن امام حسين (عليه‌السّلام) به عراق بوده است.[۱۳] و جنازه‌اش مدت‌ها بر بالای دار بود.[۱۴]

 

پی نوشت:

 

[۱]. محدثي، جواد؛ ميثم‌تمار، قم، دفتر تبليغات اسلامي، ۱۳۷۵، چاپ اوّل، ص ۱۰.

[۲]. عسقلانی، احمد بن علي بن حجر؛ الاصابه في تمييز الصحابه، بيروت، دارالكتب العلميه، ۱۴۱۵، چاپ، اول: ج۶، ص ۲۴۹.

[۳]. ميثم تمار، ص ۱۰.

[۴]. الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص ۲۴۹.

[۵]. همان و طبري، محمد بن جرير بن رستم؛ نوادر المعجزات في مناقب ائمه الهداة، قم، مؤسسه الامام المهدي، ۱۴۱۰، چاپ اوّل، ص ۳۲ و مفید محمد بن محمد بن نعمان؛ الارشاد، بي‌جا، دارالمفيد، بي‌تا، ج۱، ص ۳۲۲.

[۶]. بحراني، ابن ميثم؛ شرح مئه كلمه، قم، جامعه مدرسين، بي‌تا، ص ۸.

[۷]. ثقفي كوفي، ابواسحاق ابراهيم بن محمد؛ الغارات، ترجمه عزيزالله عطاردي، بي‌جا، عطارد، ۱۳۷۳، ص ۵۷۲.

[۸]. الارشاد، ج۱، ص ۳۲۵.

[۹]. ابن حجر عسقلاني، الاصابه في تمييز الصحابه، ج۶، ص ۲۵۱-۲۵۰ و الارشاد، ج۱، ص ۳۲۵-۳۲۴.

[۱۰]. الغارات، ص ۵۷۲.

[۱۱]. الاصابه في تمييز الصحابه، ج۶، ص ۲۵۱.

[۱۲]. شيخ طوسي محمد بن حسن؛ اختيار معرفه الرجال، ج۱، ص ۲۹۸-۲۹۷ و موسوی خویی، ابو القاسم؛ معجم رجال الحدیث، بی جا، چاپ پنجم ، ۱۴۱۳ه، ج۲۰، ص ۱۰۹.

[۱۳]. الاصابه في تمييز الصحابه، ج۶، ص ۲۵۱ و الارشاد مفید، ج۱، ص۳۲۵.

[۱۴]. الاصابه في تمييز الصحابه، ج۶، ص ۲۵۱ و الغارات، ص ۵۷۵.

 

 

منبع:د پژوهشکده باقرالعلوم

 

انتهای پیام/ ز.ح


ن : al-milani
ت : جمعه 18 مهر 1393


محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران