پیرو کلام امیرعوالم خلقت اعرف الحق تعرف اهله

شهادت مادر افسانه نیست+سند

شهادت مادر افسانه نیست+سند
 منزلت خانه فاطمه (سلام الله علیها)

1-خانه انبياء احترام ويژه‏اى دارد كه كسى حق ورود بدون اجازه ندارد:

 

يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لاتَدْخُلُواْ بُيُوتَ النَّبِىِ‏ّ إِلا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ. الأحزاب /53.

 

اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه‏ هاى پيامبر داخل نشويد مگر به شما داده شود.

 

2-شكى نيست كه خانه حضرت صديقه طاهره خانه پيغمبر محسوب می‏شود همانطورى كه در تفاسير متعدد اهل سنت ذيل آيه شريفه:

 

فِى بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ‏و يُسَبِّحُ لَهُ‏و فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْأَصَالِ. النور/36.

 

در خانه ‏هايى كه خدا رخصت داده كه [قدر و منزلت‏] آن‌ها رفعت يابد و نامش در آن‌ها ياد شود. در آن [خانه‏] ها هر بامداد و شامگاه او را نيايش می‏كنند.

 

سيوطى و ديگران از قول ابوبكر از نبى مكرم‏ (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل كرده‏اند كه خانه علي و زهرا عليهما السلام از با فضيلت ‏ترين خانه‌هاى انبياء محسوب می شود:

 


[ ادامه مطلب ] |
ن : al-milani
ت : دوشنبه 03 فروردین 1394
خانه ای که رسول الله به آن عشق می ورزید+تصویر
گزارشي از خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛
در مدينه منوره، شهر پيامبر، تنها يك خانه بود كه رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) به آن عشق مي‌ورزيد.اين خانه روز و شب محل نزول و عروج فرشتگان الهي بود. پيامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) آن قدر به اين خانه احترام مي‌گذاشت كه بدون اجازه‌ وارد آن نمي‌شد، هر صبح و شام به آنجا مي‌رفت و پس از كوبيدن در آن، با صداي بلند بر اهلش سلام مي‌داد.

خانه ای که رسول الله به آن عشق می ورزید+تصویربه گزارش«شیعه نیوز»، اين خانه روز و شب محل نزول و عروج فرشتگان الهي بود. پيامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) آن قدر به اين خانه احترام مي‌گذاشت كه بدون اجازه وارد آن نمي‌شد، هر صبح و شام به آنجا مي‌رفت و پس از كوبيدن در آن، با صداي بلند بر اهلش سلام مي‌داد.

هنگام خارج شدن از شهر، آخرين نقطه توقفش درمدينه بود وپس از مراجعت، اول به سراغ‌‌ همان خانه مي‌رفت. آن خانه، خانه فاطمه (سلام الله علیها) بود كه اين نوشتار كوتاه به وصف آن خواهد پرداخت.

** موقعيت جغرافيايي

اين خانه در طرف شرق مسجد النبي (صلی الله علیه و آله وسلم)، هم رديف ديگر حجره‌هاي رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) و در وسط آن‌ها قرار داشت. به گفته نويسنده مدينه‌شناسي با توجه به ديگر گفته‌هاي ثبت شده، مسلم است كه خانه فاطمه (سلام الله علیها) بين مربع قبر و ستون تهجد بوده است. مردي به عبدالله بن عمر گفت درباره علي بن ابي طالب (علیه السلام) برايم سخن بگو و عبدالله گفت: اگر مي‌خواهي بداني كه مقام و منزلت علي (علیه السلام) نزد پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) چه اندازه بود، پس نظر كن به خانه‌اش نسبت به خانه‌هاي پيامبر (صلی الله علیه و آله وسلم).

عبدالله سپس با دست خود به خانه علي و فاطمه (علیهم السلام) اشاره كرد و گفت: اين خانه اوست كه در وسط خانه‌هاي پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) قرار گرفته است. طول خانه فاطمه (سلام الله علیها) از طرف جنوب ۵/۱۴، از طرف شمال ۱۴ متر و از طرف شرق و غرب ۵/۷ متر بوده است.


[ ادامه مطلب ] |
ن : al-milani
ت : جمعه 15 اسفند 1393
ویژه نامه شکم معاویه + سند

ویژه نامه شکم معاویه + سند
نفرین پیامبر و سیر نشدن معاویه از غذا

96 - (2604) حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى الْعَنَزِيُّ، ح وَحَدَّثَنَا ابْنُ بَشَّارٍ، - وَاللَّفْظُ لِابْنِ الْمُثَنَّى - قَالَا: حَدَّثَنَا أُمَيَّةُ بْنُ خَالِدٍ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الْقَصَّابِ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: كُنْتُ أَلْعَبُ مَعَ الصِّبْيَانِ، فَجَاءَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَتَوَارَيْتُ خَلْفَ بَابٍ، قَالَ فَجَاءَ فَحَطَأَنِي حَطْأَةً، وَقَالَ: «اذْهَبْ وَادْعُ لِي مُعَاوِيَةَ» قَالَ: فَجِئْتُ فَقُلْتُ: هُوَ يَأْكُلُ، قَالَ: ثُمَّ قَالَ لِيَ: «اذْهَبْ فَادْعُ لِي مُعَاوِيَةَ» قَالَ: فَجِئْتُ فَقُلْتُ: هُوَ يَأْكُلُ، فَقَالَ: «لَا أَشْبَعَ اللهُ بَطْنَهُ» قَالَ ابْنُ الْمُثَنَّى: قُلْتُ لِأُمَيَّةَ: مَا حَطَأَنِي؟ قَالَ: قَفَدَنِي قَفْدَةً

من با كودكان بازي مي‏كردم كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم آمد. خودم را پشت دري مخفي كردم. حضرتش به پشتم زد و فرمود: برو به معاويه بگو بيايد. من آمدم و گفتم: او دارد غذا مي‏خورد. مجدّدا مرا فرستاد و چون برگشتم گفتم: او دارد غذا مي‏خورد. حضرت فرمود: خدا شكمش را سير نكند. او به همين نفرين به مرض «جوع» (يعني گرسنگي) مبتلا گشت و هرگز از كنار سفره سير برنخاست بلكه از خستگي دست مي‏كشيد.

صحیح مسلم ج4 ص2010 المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري (المتوفى: 261هـ)، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، عدد الأجزاء: 5.

لا اشبع الله بطنه

 

 نفرین پیامبر به معاویه


بد نيست بدانيد كه «مسلم» جريان مذكور را در بابي نوشته كه به مدح معاويه نزديك‏تر باشد تا به ذمّ او. نام باب چنين است: «بَابُ مَنْ لَعَنَهُ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، أَوْ سَبَّهُ، أَوْ دَعَا عَلَيْهِ، وَلَيْسَ هُوَ أَهْلًا لِذَلِكَ، كَانَ لَهُ زَكَاةً وَأَجْرًا وَرَحْمَةً». كسي كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم او را لعنت كرد يا دشنامش داد يا نفرينش نمود و او سزاوار آن نبود بري او پاكي و مزد و رحمت خواهد بود.

اصولاً نبي مكرّم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم نه كسي را بيهوده لعنت مي‏كرد و نه زبانش به دشنام باز مي‏شد و نه نفرين بيجا مي‏نمود. بنابراين نه ما و نه هيچ مسلماني نمي‏تواند مضمون آن باب را بپذيرد. از اين گذشته اگر ابتلا به مرض جوع بري معاويه رحمت بود ما نيز حرفي نداريم! گرچه نوشتن يك روايت در بابي مخصوص دليل بر اين نيست كه نويسنده آن، درست تشخيص داده است. ما هستيم و معني و مفهوم روايت، نه اينكه در كدام باب آمده است. در هر حال از اين نفرين اجابت شده مي‏فهميم كه پيامبر رحمت صلي الله عليه و آله و سلم از نافرماني معاويه به عذر اينكه دارد غذا مي‏خورد آنقدر ناراحت شد كه او را به آن عذاب مبتلا كرد و شايد سرّ آن مهمتر از اين بود كه راويان اخبار از نقل آن خودداري كردند.


[ ادامه مطلب ] |
ن : al-milani
ت : چهارشنبه 06 اسفند 1393
نقد یک باور مشهور در باره بحار الانوار

بدون شک بحار الانوار مهمترین و جامع ترین دائرة المعارف حدیثی شیعه  است که به شیوه موضوعی ـ شامل همه موضوعات اساسی دینی اعم از اصول و فروع  دین، اعتقادات و عبادات و اخلاقیات و معاملات و اجتماعیات و تاریخ و سیره و .... تدوین و تنظیم شده است. علامه مجلسی در روزگار خود به کاری بس عظیم و سترگ دست زده است که حتی امروز با همه امکانات و تسهیلاتی که برای تدوین و ارائه یک اثر این گونه ای فراهم است نمی توان باور کرد که انجام چنین کاری  جز از عهده  یک نهاد و مجموعه ای عظیم از نیروهای خبره بر آید. از این رو باید مجلسی را نمادی از عالمی زمان آگاه، سخت کوش و وظیفه شناس دانست که به نحو شگفت انگیزی از دین و معارف قران و اهل بیت در عصر خود حمایت و دفاع کرده و میراثی عظیم را برای آیندگان باقی گذاشته است. ضمن آن که وی جزء معدود عالمانی است که به زبان فارسی هم آثاری بسیار مفید مانند حق الیقین، عین الحیات، حلیة المتقین، حیات القلوب، جلاء العیون و ... برای عامه مردم در عصر خود تالیف و منتشر کرده است.

باوری غلط در باره این مجموعه ارزشمند حدیثی در بسیاری از اذهان رسوخ کرده است و آن این که بحار الانوار انبان و معجونی از روایات صحیح و غلط و معتبر و نامعتبر و غث و سمین است و مجلسی تنها جمع آوری کننده همه روایاتی بوده است که در کتابهای حدیثی منسوب به شیعه وجود داشته است و عجیب این که این باور غلط  به خود مجلسی نسبت داده می شود و گفته می شود که وی خود مذعن و معترف به این امر بوده است!


[ ادامه مطلب ] |
ن : al-milani
ت : جمعه 01 اسفند 1393
دلیل مخالفت علی شریعتی با علامه مجلسی به روایت استاد مهدی نصیری

دلیل مخالفت علی شریعتی با علامه مجلسی به روایت استاد مهدی نصیری

 

132222به گزارش خبرنگار تاریخ خبرگزاری فارس، مهدی نصیری مدیر مسئول فصلنامه معرفتی سمات در یکی از شبکه‌های اجتماعی خود در مورد علی شریعتی نوشت.

 

شریعتی از تاثیرگذاران و تاثیر پذیرفتگان از اسلام شناسی معاصر است. اسلامی که بیانگر جامعیت دین نیست و تنها به برشهایی از اسلام اکتفا کرده و از برشهای فراوان دیگری غفلت کرده است. شریعتی تحت تاثیر ادبیات مارکسیستی و حال و هوای دهه چهل و پنجاه ایران و جهان همه چیز را از منظر مبارزه می بیند و مبارزه برای او میزان الموازین است لذا نمی تواند همکاری مجلسی با حکومت پادشاهی صفویه را درک کند و برتابد.

 

اطلاعات شریعتی از قرآن و اسلام و سیره اهل بیت علیهم السلام اندک و برشی است. او با سیره امام حسین علیه السلام و عاشورا آشنا است (اگر چه می توان نشان داد در همین مورد هم ناقص و برشی است) اما از سیره های دیگر امامان علیهم السلام که آکنده از تقیه و مداهنه و مدارات با حکام جور است، بی اطلاع است و اگر روایتی هم در این زمینه شنیده باشد انگ جعل بر آن می زند چرا که با پارادایم فکری او و روزگار او جور در نمی آید.

 


[ ادامه مطلب ] |
ن : al-milani
ت : جمعه 01 اسفند 1393
پنج پند حکمت‌ آمیز از امیرالمؤمنین

شیعه نیوز: قالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ علیه السلام: خُذُوا عَنِّي خَمْساً فَوَ اللَّهِ لَوْ رَحَلْتُمْ بِالْمَطِيِّ إِلَيْهَا فَأَبْطَأْتُمُوهَا قَبْلَ أَنْ تَجِدُوا مِثْلَهَا لَا يَرْجُو أَحَدٌ إِلَّا رَبَّهُ وَ لَا يَخَافُ إِلَّا ذَنْبَهُ وَ لَا يَسْتَحِي الْعَالِمُ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ اللَّهُ أَعْلَمُ وَ لَا يَسْتَحِي الْجَاهِلُ أَنْ يَتَعَلَّمَ وَ الصَّبْرُ مِنَ الْإِيمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ

   حضرت امير المؤمنين (علیه السلام) فرمودند، پنج مطلب را از من فرا گيرید، سوگند بخدا، اگر چهارپايان خود را براى پيدا كردن آنها كوچ داده و آنقدر راه بروند تا لاغر شوند، مانند این پنج مطلب را نخواهید یافت.

 (1) جز خداوند به هیچ کس امید نداشته باشید

 (2) غیر از گناه خود از چیز دیگری نترسید

 (3) هر گاه از دانشمندی چیزی را پرسیدند و پاسخ آن را نمی‌داند از اینکه بگوید خدا می‌داند، خجالت نکشد.

(4) اگر کسی مسئله‌ای را نمی‌داند از آموختن آن شرم نداشته باشد.

 (5) نسبت صبر به ایمان، مانند سر در بدن است.

نزهة النواظر في ترجمة معدن الجواهر، ص: 63

ارشاد-ترجمه رسولى محلاتى، ج‏1، ص: 296

 


ن : al-milani
ت : جمعه 01 اسفند 1393
حدیث قرطاس و اهل سنت+سند

حدیث قرطاس و اهل سنت+سند
عضد الدین ایجی به نقل از آمدی چنین بیان می کند :

كان المسلمون عند وفاة النبي صلي الله عليه وسلم على عقيدة واحدة وطريقة واحدة إلا من كان يبطن النفاق ويظهر الوفاق ثم نشأ الخلاف فيما بينهم أولا في أمور اجتهادية لا توجب إيمانا ولا كفرا وكان غرضهم منها إقامة مراسم الدين وإدامة مناهج الشرع القويم وذلك كاختلافهم عند قول النبي في مرض موته ( ائتوني بقرطاس أكتب لكم كتابا لا تضلوا بعدي ) ....

مسلمانان در زمان وفات نبی اکرم صلی الله علیه وآله بر یک عقیده و روش بودند مگر کسانی که نفاق خویش را پنهان و وفاق خویش را آشکار کرده بودند . سپس میان ایشان به سبب امور اجتهادی که نه موجب ایمان بود و نه موجب کفر ، اختلاف افتاد و هدف آنها – صحابه – از این اختلاف اقامه امور دین و ادامه منهج شرع بود ، مانند اختلاف شان نزد سخن نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم وقتی در هنگام بیماری وفات شان فرمودند : کاغدی برای من بیاورید تا برای شما کتابی بنویسم که بعد از من گمراه نشوید .


[ ادامه مطلب ] |
ن : al-milani
ت : دوشنبه 20 بهمن 1393
مخالفت با وصيت پيامبر اكرم+سند

مخالفت با وصيت پيامبر اكرم+سند

1871 - حَدَّثَنَا ابْنُ نُمَيْرٍ، حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ الرَّبِيعِ، حَدَّثَنَا قُرَّةُ بْنُ خَالِدٍ، عَنْ أَبِي الزُّبَيْرِ، عَنْ جَابِرٍ، «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ دَعَا عِنْدَ مَوْتِهِ بِصَحِيفَةٍ لِيَكْتُبَ فِيهَا كِتَابًا لَا يَضِلُّونَ بَعْدَهُ وَلَا يُضَلُّونَ» ، وَكَانَ فِي الْبَيْتِ لَغَطٌ، وَتَكَلَّمَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ فَرَفَضَهَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ

(الكتاب: مسند أبي يعلى ج3 ص 394/المؤلف: أبو يعلى أحمد بن علي بن المثُنى بن يحيى بن عيسى بن هلال التميمي، الموصلي (المتوفى: 307هـ)/المحقق: حسين سليم أسد/الناشر: دار المأمون للتراث - دمشق/الطبعة: الأولى، 1404 - 1984/عدد الأجزاء: 13/الإصدار: 2.0)

(الكتاب: مسند الإمام أحمد بن حنبل ج 23 ص 68/المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241هـ)/المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون/إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي/الناشر: مؤسسة الرسالة/الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م)


(الكتاب: مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ج9 ص33/المؤلف: أبو الحسن نور الدين علي بن أبي بكر بن سليمان الهيثمي (المتوفى: 807هـ)/المحقق: حسام الدين القدسي/الناشر: مكتبة القدسي، القاهرة/عام النشر: 1414 هـ، 1994 م/عدد الأجزاء: 10/الإصدار: 2.0)


[ ادامه مطلب ] |
ن : al-milani
ت : دوشنبه 20 بهمن 1393
توسل اهل سنت به مردگان+سند

توسل اهل سنت به مردگان+سند

آیا توسل به مردگان جایز است؟

 

اهل سنت وجماعت توسل به ميت را مانند توسل به زنده جايزدانسته اند چون فرقي بين آن دو نيست چراكه توسل يا به مقام نبوت است يا به پرهيزگاري متوفي در اين صورت فرقي بين اينكه زنده باشد يامرده نيست.


چون صفت نبوت و پرهيزگاري بعد از مرگ باقي اند و دراين مورد از طرف پيامبر(صلی الله علیه وآله) و صحابه نهي و منعي نشده است و به آنچه كه طبراني از عثمان بن حنيف روايت كرده و آن راصحيح دانسته استدلال كرده اند عثمان بن حنيف مي فرمايند:

62 - أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْبَاقِي بْنِ أَحْمَدَ بْنِ سَلْمَانَ أَنْبَأَ ابْن خيرون ثَنَا ابْن شَاذان أَنْبَأَ أَبُو مُحَمَّدٍ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ دُرُسْتُوَيْهِ النَّحْوِيُّ أنبأ أَبُو يُوسُفَ يَعْقُوبُ بْنُ سُفْيَانَ ثَنَا أَحْمَدُ بْنُ شَبِيبِ بْنِ سَعِيدٍ ثَنَا أَبِي عَنْ رَوْحِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْمَدِينِيِّ عَنْ أَبِي أُمَامَةَ بْنِ سَهْلِ بْنِ حنيف عَنْ عَمِّهِ عُثْمَانَ بْنِ حَنِيفٍ أَنَّ رَجُلا كَانَ يَخْتَلِفُ إِلَى عُثْمَانَ بْنِ عَفَّانَ رَحِمَهُ اللَّهُ فِي حَاجَةٍ فَكَانَ عُثْمَانُ لَا يَلْتَفِتُ إِلَيْهِ وَلَا يَنْظُرُ إِلَيْهِ فِي حَاجَتِهِ فَلَقِيَ عُثْمَانَ بْنَ حَنِيفٍ فَشَكَا ذَلِكَ إِلَيْهِ فَقَالَ لَهُ عُثْمَانُ بْنُ حَنِيفٍ ائْتِ الْمَيْضَأَةَ فَتَوَضَّأْ ثُمَّ ائْتِ الْمَسْجِدَ وَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ قُلْ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ وَأَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّي مُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ يَا مُحَمَّدُ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى رَبِّي وَيَقْضِي حَاجَتِي وَاذْكُرْ حَاجَتَكَ ثُمَّ ارْجِعْ حَتَّى أَرُوحَ فَانْطَلَقَ الرَّجُلُ فَصَنَعَ ذَلِكَ ثُمَّ أَتَى بَابَ عُثْمَانَ بْنِ عَفَّانَ فَجَاءَ الْبَوَّابُ واخذ بِيَدِهِ فَأَدْخَلَهُ عَلَى عُثْمَانَ فَأَجْلَسَهُ مَعَهُ عَلَى الطُّنْفُسَةِ فَقَالَ لَهُ حَاجَتَكَ فَذَكَرَ لَهُ حَاجَتَهُ فَقَضَاهَا.فَقَالَ مَا فَهِمْتُ حَاجَتَكَ حَتَّى كَانَ السَّاعَةُ أَنْظُرُ مَا كَانَتْ لَكَ مِنْ حَاجَةٍ ثُمَّ إِنَّ الرَّجُلَ خَرَجَ مِنْ عِنْدِهِ فَلَقِيَ عُثْمَانَ بْنَ حَنِيفٍ فَأَخْبَرَهُ فَقَالَ مَا كَلَّمْتُهُ ولِكَنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ الله وَجَاءَ إِلَيْهِ ضَرِيرٌ فَشَكَا إِلَيْهِ ذِهَابَ بَصَرِهِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ الله (أَوَ تَصْبِرُ) فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّهُ لَيْسَ لِي قَائِدٌ وَقَدْ شَقَّ عَلَيَّ فَقَالَ النَّبِيُّ (ائْتِ المَيْضَأَةَ فَتَوَضَّأْ وَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ قُلْ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ وَأَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّي مُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ يَا مُحَمَّدُ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بك إِلَى رَبِّي فيجلي لي عَن بَصرِي اللَّهُمَّ شَفِّعْهُ فِيَّ وشَفِّعْنِي فِي نَفْسِي) قَالَ عُثْمَانُ بْنُ حَنِيفٍ واللَّهِ مَا تَفَرَّقْنَا وَطَالَ بِنَا الْحَدِيثُ حَتَّى دَخَلَ عَلَيْنَا الرَّجُلُ كَأَنَّهُ لم يكن بِهِ ضَرَر قطّ)


[ ادامه مطلب ] |
ن : al-milani
ت : پنج‌شنبه 09 بهمن 1393
جمعه که میشود.....یا صاحب الزمان

جمعه که میشود گوشها را به نوای باد سحرگاه میسپاریم تا نوای انا المهدی شما را بشونیم
اما حال غروب شد و دلها غمین
 اما باز هم نیامدی

بیا که مادر انتظار میکشد
برای گرفتن انتقامش فریادها میکشد
دیگر نمانده توان در صدا و گلویش
 با صدای نهیف هم داد از دل میکشد
بیا که کنی دل محزونش را خوشحال
ز انتقام دست و قلاف و مسمار

خودم گفتم


ن : al-milani
ت : جمعه 03 بهمن 1393

صفحه قبل123...31صفحه بعد


محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران