زندگىنامه آيت الله حاج شيخ على نمازى شاهرودى محمّد نمازى
چكيده: شيخ على نمازى شاهرودى (1333 قمرى ـ شاهرود، 1405 ـ مشهد) كه از او به عنوان مجلسى زمان ياد مىشود از علماى بزرگ شيعه بود. در زمينههاى فقه، اصول، حديث، رجال، معارف، عقايد، عبادات، تاريخ، طب، گياهشناسى صاحب تأليف است. در كودكى حافظ كلّ قرآن شد، تدوين فقه استدلالى را در سنّ 22 سالگى آغاز كرد. مستدرك سفينة البحار و مستدركات علم رجال الحديث حاصل بخشى از تلاشهاى علمى و تحقيقاتى ايشان است. وى، از شاگردان دوره دوم معارف مرحوم ميرزا مهدى اصفهانى به شمار مىرود كه به مدت 15 سال، دروس فقه، اصول و معارف را در محضر استاد تلمذ نمود. از جمله سجاياى اخلاقى وى تقيد به نوافل، انجام مستحبات، زهد، تقوا و فروتنى بود. در نقل احاديث اهلبيت : و نشر معارف حقه و اقامه مجالس عزادارى و توسل به اهلبيت : سعى بليغ داشت. كليدواژهها : نمازى شاهرودى، على / سرگذشت نامه / كتاب شناسى / تأليفات / اساتيد / خاطرات / اخلاق / اجتهاد.
ابن ابی الحدید از ابن عباس نقل کرده که می گوید: روزی به نزد عمر رفتم، عمر به من گفت: ای ابن عباس! این مرد چنان در انجام عبادات خود را به رنج و تعب انداخته آن هم به خاطر ریاء که ضعیف و لاغر شده است. ابن عباس: مقصودت کیست؟ عمر: پسر عمت (علی). ابن عباس: انگیزه و هدفش از این ریاکاری چیست؟ عمر: جلب توجه مردم نسبت به خود و بدست آوردن خلافت. ابن عباس: ولی در جایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله بطور صریح و آشکار او را به عنوان خلیفه پس از خود به مردم معرفی نموده و تو مانع گشته ای، دیگر این کار او که ادعا می کنی چه سودی برایش خواهد داشت؟ عمر: درست است که رسول خدا او را معرفی نموده ولی او در آن موقع جوانی نورس بوده و عرب او را کوچک می شمرده و اما حال به حد کمال رسیده، آیا نمی دانی که خداوند هیچ پیغمبری را به نبوت برنگزیده مگر پس از اتمام چهل سال او. ابن عباس: ولی همه بزرگان و اهل نظر از همان ابتدای ظهور اسلام او را فردی کامل می دانسته اند ولیکن محروم و محدود. عمر: البته او علی پس از فراز و نشیبها و وقوع حوادثی سرانجام به خلافت خواهد رسید، ولی گامهایش در آن می لغزد و از اداره آن عاجز می ماند. و تو ای ابن عباس! در آینده شاهد این جریانات خواهی بود و در آن موقع است که عرب نیز به صحت نظریه مهاجرین اولیه که با خلافت او مخالف بودند پی خواهد برد، و ای کاش! من هم در آن هنگام زنده بودم و آن روز شما را می دیدم، حقا که حرص به دنیا حرام، و مثل دنیا همچون سایه توست که هر چه به آن نزدیکتر شوی از تو دورتر می گردد.[1]
تقابل دونظريه شورا و دموکراسی با امامت - محمد خادمی مطلب ویژه
چکیده مقام امامت مقامی الهی وآسمانی است که حقیقت شناخت آن در ذهن هیچ بشری نمی گنجد وکسی را یارای فهم آن نیست. این در حالی است که برخی افراد در اثر عدم شناخت صحیح امامت در اندیشه شیعی شبهاتی در ذهنشان خطورکرده است. منشأ و خاستگاه آن شبهه از طرفی عدم تأمل و دقت در آیات و روایات، و از طرفی تطبیق دادن این مقام الهی با مقامات و نظام های بشری می نمایاند. یکی از این شبهات، بحث کارکرد و نقش دموکراسی و شورا در تعیین امام است که طرفداران این دو نظریه با توجه به خلط نمودن معنای امامت و حکومت و یکسان سازی معنای این دو ـ به جهت اینکه این دو هماره نمود و مظهر دخالت و مشارکت و تأثیرگذاری آحاد مردم بر قدرت سیاسی بوده اند ـ به ناسازگاری امامت و دموکراسی حکم کرده اند. نگارنده در این مقاله برآن است که ابتدا دموکراسی و شورا را در دو بخش به صورت مجزّا، مورد واکاوی قرارداده و اقسام و مستندات آن را توصیف نماید و سپس با تحلیل، این دو نظریه را نقد و به چالش بکشاند.
طاهرا یا طاهره پژوهشی در قطعه شعری منسوب به طاهره قرﺓ العین در کتب بهائیان ( سرقت ادبی)
پژوهشی از استاد محیط طباطبائی
ماهنامه "گوهر" سال پنجم شماره 8 آبان ماه 2536 شماره مسلسل 56 صفحات 588-581
نزدیک به چهل سال پیش در کتابخانه مجلس شوری به مجموعه ای یا جنگی خطی دست یافتم که مشتمل بر هفتصد و اندی صفحه بزرگ بود و به شماره 14091در دفتر کتابخانه مزبور ثبت شده بود .قسمت اعظم مجموعه مزبور به خط جمال الدین محمد حسنی یا حسینی از احفاد (لابد دختری) شیخ احمد ژنده پیل جام است که خود را قادری و زنده فیلی و جامی معرفی می کند. این مجموعه کلان مشتمل بر اقتباساتی از چند کتاب و رساله فارسی و عربی و منتخباتی از اشعار برخی شعر است که اهم محتویاتش عبارت است از: محتویات مجموعه : 1- تاریخ گزیده حمداله مستوفی – مقدمه الصلوه ابوالیث سمرقندی -نام حق بوعلی فلندریاتی پتی ـ فصوص الحکم ابن عربی – گلشن راز شیخ محمود شبستری – شرحی بر گلشن راز ـ تحفه اکبری لغت عربی به فارسی ـ لطایف اللغات عبداللطیف عباسی ـ تیسیر الاحکام فقه ـ بحر المناقب درویش برهان ـ فوایدی از عالم آرای عباسی ـ فوایدی از روضه الشهدا ـ بابی از گلستان ـ چند
اگر مسلمانان در زمان پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم از وحدت خاصی برخوردار بودند، و عظمت مقام رسالت و مرجعیت مسلم او برای پیروانش، مانع از بروز دوگانگی بود، ولی پس از درگذشت او، شکاف عجیبی در میان آنان پدید آمد، و آن وحدت و ایثار، جای خود را به جدال و نزاع کلامی، و احیانا به نبردهای خونین، آنهم بر سر عقائد، داد. مهمترین مساله در این مورد، بررسی علل پیدایش اختلافها و پی ریزی مذاهب است که در کتابهای مربوط به تاریخ عقائد، پیرامون آن کمتر گفتگو شده و حق آن ادا نشده است. از آنجا که تاریخ نگاری در میان مسلمانان به صورت نقلی بود، کمتر به تحلیل تاریخ می پرداختند. بالطبع، چنین روشی در بحثهای مربوط به ملل و نحل که یک نوع تاریخ نگاری تاریخ عقائد است، نیز سایه افکند و جدای از نقل حوادث، کمتر به تحلیل آن پرداختند. در نتیجه، فلسفه این همه اختلاف، بعد از رسول خدا در بین امت اسلامی روشن نشد.
امامت در مكتب صادق آل محمد(صلی الله علیه و آله) - محمدحسین فاریاب
چكیده : امامت بهمعنایی كه شیعه بدان معتقد است، اساسیترین باوری است كه موجب امتیاز شیعه امامیه از دیگر فرق اسلامی شده است. امامت بهلحاظ عقلی و نقلی محل بحث و بررسی عالمان شیعی بوده است. آنچه در این نوشتار میآید، رویكرد نقلی و تاریخی به اصل امامت، با استفاده از بازخوانی سخنان امام صادق(علیه السلام) است. بر اساس مهمترین یافتههای این پژوهش، تبیینها و توصیفهای موجود در دوران امام صادق(علیه السلام) جهشی چشمگیر نسبت به دوران نخستین پیدایش تشیع داشته است؛ چنانكه موجب اعتقاد برخی به الوهیت امامان در آن دوران شده است. «امام» در منظر امام صادق(علیه السلام) كسی است كه حجت خدا بر بندگان بوده، مرجعیت دینی، علمی، اخلاقی و سیاسی را بر عهده دارد و واسطه فیض میان خدا و بندگان بوده، منصوب از جانب خدا، معصوم و دارای علم خدادادی است. كلیدواژهها: امام صادق(علیه السلام)، امامت، عصمت، علم، نصب، مرجعیت.
احقاق حقوق از اموری است که نظام دین و دنیا بر آن استوار است ، همچنان که حضرت فرموده است :
( همانا حکم در انصاف مظلوم از ظالم، و گرفتن از قویّ برای ضعیف، و اقامه ی حدود پروردگار بر روش و طریقه ی آن، از اموری است که بندگان خدا و بلاد به آن اصلاح می شود )، لذا حضرت سلام الله علیه نسبت به قاضی شرایطی را معتبر فرموده که غرض از قضاوت که از مناصب انبیا و اوصیا است محقق شود :
ماندگاری امامت با پیوند قرآن و عترت (قسمت دوم) - حسین بشیر
بخش دوم- رازهای ماندگاری مکتب اهل بیت علیه السلام اگرچه شیعه، همچون بسیاری دیگر از فرقه های اسلامی به انتخاب افضل اصحاب، به عنوان جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله معتقد است، چه آن که افضل بودن امام از افراد امت و مقدم بودن او در نظر شیعه تضمین دهنده ی سلامت مکتبی است که وی عهده دار تبیین آن می باشد و همو رازی از رازهای ماندگاری مکتب نیز هست؛ اما نباید به همین امر بسنده نمود و افضلیت علمی او را دلیل کافی و علت اصلی بقای مکتب دانست، زیرا ممکن است با همه ی علم سرشار خود بلغزد و بلغزاند. بر اساس همین اصل عقلی، شیعه به خصوصیت عصمت در امام اعتقاد دارد. شرط عصمت در امام سبب اطمینان کامل نسبت به صحت تعالیم اوست نخستین چیزی که در ارتباط با دلیل وجودی امام در جامعه به عنوان سؤال مطرح می شود، پرسش از چرایی آن است. پاسخ آن نیز روشن است؛ هدایت و نشان دادن راه از بی راه در زندگی. بنابر این یک شرط، به ضرورت عقلی، به آن افزوده می شود و آن حصول اطمینان و اعتماد به گفته اشارات اوست، و این دو زمانی به دست می آیند که دارای خصوصیت شناخته شده ای باشند که به وسیله ی آن هیچ گونه ذهنیت منفی نسبت به او در مردما یجاد نشود. این خصوصیت، در نظر شیعه، مقام روحانی عصمت، است که از مصدر معرفت کامل او سرچشمه می گیرد. قرآن از این خصوصیت در قضیه ی حضرت یوسف علیه السلام به عنوان «برهان رب» تعبیر کرده است که وجود آن در یوسف علیه السلام سبب دوری از ورطه ی گناه گردید (یوسف، 24).
اشاره : استاد حقیقت گو از خواب گرایی شیخ احمد احسائی سخن به میان آورد و زمان طرح آراء و اندیشه های انحرافی او را بعد از خوابی دانست که در آن بنا به نقل حاج محمد کریم خان کرمانی، شیخ به دستور رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و تأیید ائمة اطهار علیهم السلام موظف به انتشار عقائد و دانسته های خود شده بود. حال باید ببینیم شیخ پس از آن خواب، چه آرائی را منتشر کرد؟! آقای حقیقت گو در این باره گفت: «پس از آن خواب، آقای احسائی ـ که تا قبل از آن، همانند سایر علما از احترام خاصی در بین مردم برخوردار بود ـ سخنانی را اظهار کرد که بر اثر آن، میان شیعه دوازده امامی اختلاف پیش آمد و عده ای با جدا کردن خود از بقیه شیعیان، به «شیخی» معروف شدند. خود شیخ نیز توسط غالب فقهای آن عصر، مورد تکفیر قرار گرفت و تلخ تر از همه، این که پاره ای از سخنان او راه را برای پیدایش بابیت و سپس، بهائیت باز کرد. اکنون زمان آن است که بعضی از آنها را به صورت خلاصه ذکر کنم.
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده
گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا
آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است.
مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند
از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله،
صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.