حضرت امير المؤمنين (علیه السلام) فرمودند، پنج مطلب را از من فرا گيرید، سوگند بخدا، اگر چهارپايان خود را براى پيدا كردن آنها كوچ داده و آنقدر راه بروند تا لاغر شوند، مانند این پنج مطلب را نخواهید یافت.
(1) جز خداوند به هیچ کس امید نداشته باشید
(2) غیر از گناه خود از چیز دیگری نترسید
(3) هر گاه از دانشمندی چیزی را پرسیدند و پاسخ آن را نمیداند از اینکه بگوید خدا میداند، خجالت نکشد.
(4) اگر کسی مسئلهای را نمیداند از آموختن آن شرم نداشته باشد.
بنابر تحقيق مسلّم و غير قابل انکار انتسابات و پيوندهايى که بين بنىهاشم و امويان رخ داده «يکطرفى» بوده است، به اين معنا که عمدتاً امويان و ديگر مخالفان بودهاند که با بنىهاشم پيوند بسته و از بنىهاشم دختر گرفتهاند، ولى در بنىهاشم، کسى نيست که از مخالفان دخترى گرفته باشد. دست کم آن چه مسلّم و قطعى است اين که ما در هيچ يک از ائمّه اطهار عليهم السلام از امويان نمیباشد. در اين زمينه دو مورد قابل بحث و تحقيق است: 1. دامادى امام محمد باقر عليه السلام با قاسم بن محمّد بن ابیبکر. قاسم از فقهاى مدينه و شخصى موجَّه و وزين بوده است که حضرت امام باقر عليه السلام، امّ فروه دختر او را به همسرى گرفتند. اين مخدّره، مادر امام صادق عليه السلام است. 2. ازدواج امّ کلثوم دختر حضرت على عليه السلام با عمر بن خطّاب. اهل سنّت میگويند: وقتى شما در خطاب به امامان خود میگوييد: اشْهَدُ أنَّكَ كُنْتَ نُوراً في الأصْلابِ الشّامِخَةِ والأَرْحَامِ المُطَهَّرَةِ؛ گواهى میدهم که شما به صورت نورى در پشت مردانى عالى درجه و رحمهاى پاک و دور از پليدى بودهايد؛ پس ابوبکر که پدر بزرگ مادرِ امام صادق عليه السلام است از «اصلاب شامخه» میباشد و بايد به ايمان و پاکى او قائل بشويد. در پاسخ اين استدلال چنين میگوييم:
با توجه به عدالت صحابه چرا امیرالمومنین (ع) بر آنان اعتراض کردند؟
برخی می گویند: در نهج البلاغه برخی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مورد اعتراض واقع شده اند و به آنان توهین و نسبت غصب خلافت داده شده است و از آنجا که تمام صحابه ی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عادل میباشند لذا به نظر نمیرسد که اینگونه خطبه ها از سخنان امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیهالسلام بوده باشد.نقل از مقدمه ی شیخ محی الدین عبدالحمید بر شرح نهج البلاغه شیخ محمد عبده.چنانچه با دلیل و برهان قطعی فاسق بودن و حتی منافق بودن برخی از صحابه ثابت شود، این شبهه ساقط خواهد شد
او در بالای دار صدا میزد: ای مردم هر كسي میخواهد احاديث امیرالمؤمنین علیه السلام را بشنود جلو بيايد.
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:
به گزارش «شیعه نیوز»، مكتب انسان ساز و تربيتكننده امیرالمؤمنین علیه السلامشخصيتهای بسيار ارزنده و بزرگواری وجود دارند كه هر يک از آنها در طول تاريخ الگویی ارزنده برای جامعه بشری بودهاند. يكي از اين شخصيتهای بزرگوار كه علاقه خاصی به امیرالمومنین (عليهالسّلام) داشت و حضرت نيز متقابلاً وی را بسيار دوست میداشت، «ميثم تمار» است. حيات پربار و شهادت افتخارآميز او برای همه انسانهای آزاده و مسلمان، درس و سرمشق و الهام است.
از سالهای آغازين زندگی او اطلاعات چندانی در دست نيست. محققان نوشتهاند:«وی فرزند يحيی و از سرزمين «نهروان»، منطقهای ميان عراق و ايران است. بعضی او را ايرانی و از مردمان فارس دانستهاند».[۱] پدر و مادر ميثم همين نام را براي او انتخاب كرده بودند. گويا بعدها به نام «سالم» نيز مشهور بوده است.[۲]
لقب تمار را از اين جهت به ميثم دادهاند كه وی در كوفه خرما فروش بود.[۳]
ابن حجر عسقلانی مینويسد: «ميثم برده زنی از بنیاسد بود. علی (عليهالسّلام) او را خريداری كرد و آزاد نمود».[۴]
در همان زمان امیرالمومنین (عليهالسّلام) به او گفت: «نامت چيست؟» گفت: «سالم». حضرت فرمود: «رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به من فرمودند نام اصلی تو (نامی كه پدر و مادرت بر تو نهادهاند) «ميثم» است». ميثم گفت: «رسول خدا و اميرالمؤمنين راست میگويند، نام من ميثم است». حضرت (عليهالسّلام) فرمود: «پس همان نام قديم تو بهتر است».[۵]
ميثم از اصحاب خاص علی (عليهالسّلام) و صاحب سرّ حضرت بوده است.[۶] صاحب الغارات مینویسد: «ابوخالد تمار گوید که من با میثم بر روی فرات در یک کشتی که انار حمل میکرد، همراه بودیم. ميثم به ما گفت: هم اكنون معاويه درگذشت. راوی میگويد: جمعه بود، خبر درگذشت معاويه رسيد، من در اين مورد تحقيق كردم، معلوم شد در همان روزی كه ميثم خبر فوت او را به ما داد و در همان وقت، معاويه مرده بود و فرزندش به جای او نشسته بود».[۷]
يكی ديگر از اخبار غيبی كه از ميثم تمار نقل شده است مربوط به زمانی است كه همراه با مختار بن ابیعبيد ثقفی در زندان عبيدالله بن زياد به سر میبرد. شيخ مفيد مینويسد: «ميثم در زندان به مختار گفت: تو به خونخواهی حسين (عليهالسّلام) قيام خواهی كرد و اين كسی را كه الان میخواهد تو را بكشد، خواهی كشت. وقتی عبيدالله میخواست مختار را بكشد نامهای از يزيد رسيد و مختار آزاد شد».[۸]
ابن حجر عسقلانی و شيخ مفيد و عدهای ديگر از مورخان نوشتهاند: «امیرالمومنین (عليه السّلام) روزی به ميثم گفت: تو بعد از من دستگير میشوی و به دار آويخته خواهی شد. روز سوم از بينی تو خون خواهد آمد و محاسنت از آن خون خضاب خواهد شد. تو بر در خانه عمرو بن حريث، جزء آن ده نفری خواهی بود كه به دار آويخته میشوند. چوبه دار تو از همه آنها كوتاهتر است. سپس حضرت آن نخله را به وی نشان داد و فرمود: تو را بر آن به دار آويخته خواهی شد. ميثم همواره كنار آن نخل میآمد و نماز میخواند و با آن نخل سخن میگفت. و به عمرو بن حريث میگفت: من همسايه تو میشوم، برای من همسايه خوبی باش. عمرو به او میگفت: آيا میخواهی خانه ابن مسعود يا خانه ابن حكيم را بخری (؟!) و نمی دانست که منظور میثم چیست».[۹]
در روايت ديگری آمده است: «يوسف بن عمران نقل میكند؛ از ميثم شنيدم که میگفت: امیرالمومنین (عليهالسّلام) مرا نزد خود خوانده و فرمود: ای ميثم! هنگامی كه عبيدالله بن زياد تو را طلب كند و از تو بخواهد كه از من برائت حاصل كنی، چه خواهی كرد؟ گفتم: يا اميرالمؤمنين من هرگز از تو برائت نخواهم جست. امام فرمود: بنابراين تو را خواهند كشت و به دارت خواند آويخت. عرض كردم: من صبر خواهم كرد. حضرت فرمود: در اين صورت در مقام من با من خواهی بود».[۱۰] همه اين روايات نشاندهنده مقام معنوی ميثم تمار در نزد حضرت علی میباشد، به گونهای كه حضرت اخبار زندگی و آينده وی را برايش بيان میكند.
شیخ طوسی می نویسد: «امیرالمومنین به میثم فرمود که دستان و پاها و زبانت را قطع خواهند کرد . سپس نخلهای که در کناسه کوفه است را قطع کرده و آن را به چهار قسمت می کنند و تو را بر یکی از قطعههای آن به دار خواهند آویخت. میثم عرض کرد: آیا چنین چیزی رخ میدهد؟ حضرت فرمود : به خدای کعبه قسم، رسول خدا این گونه به من خبر داد».
در سال ۶۰ هجری، عبيدالله بن زياد او را دستگير كرد. به او گفتند که اين شخص (ميثم) از برگزيدهترين افراد نزد امیرالمومنین (عليهالسّلام) بوده است. ابن زیاد گفت: «وای بر شما. اين اعجمی؟!» گفتند: «بله». سپس عبيدالله از ميثم سؤال كرد: «خدايت كجاست؟» گفت: «بِالمِرصادِ لِلظَلَمَة وَ اَنْتَ مِنهُم.[۱۱] در كمين گاه ظالمان است و تو يكی از ظالمان هستی».
در روايت ديگري آمده است: «پس از آنكه ميثم را نزد ابن زياد آوردند، ابن زياد به او گفت: «تو بايد از امیرالمومنین (عليهالسّلام) برائت بجويی و از او بدگويی كنی و الّا دست و پايت را قطع میكنم و تو را به دار میآويزم. ميثم میگويد: من گريه كردم. ابن زياد از علت گريه من سؤال كرد. گفتم: از قول و عمل تو گريه نمیكنم. از شكی كه آن روز از خبر مولايم بر من عارض شد گريه میكنم.
ابن زياد پرسيد: مگر مولای تو چه گفته؟ سپس ميثم جريان را نقل كرد، ابن زياد گفت دست و پايت را قطع میكنم. اما زبانت را باقی میگذارم تا دروغ تو و مولايت را آشكار سازم. سپس دست و پای او را قطع كرد و او را بالای دار برد.او در بالای دار صدا میزد: ای مردم هر كسي میخواهد احاديث امیرالمومنین (عليهالسّلام) را بشنود جلو بيايد. مردم جمع شدند. عمرو بن حريث به عبيدالله بن زياد گفت: میترسم او دلهای مردم كوفه را دگرگون كند و آنها بر عليه تو خروج كنند. عبيدالله دستور داد: برو زبانش را قطع كن. سپس زبان او را قطع كردند و ميثم به شهادت رسيد».[۱۲]شهادت ميثم بنا به نقلی ده روز قبل از آمدن امام حسين (عليهالسّلام) به عراق بوده است.[۱۳] و جنازهاش مدتها بر بالای دار بود.[۱۴]
[۲]. عسقلانی، احمد بن علي بن حجر؛ الاصابه في تمييز الصحابه، بيروت، دارالكتب العلميه، ۱۴۱۵، چاپ، اول: ج۶، ص ۲۴۹.
[۳]. ميثم تمار، ص ۱۰.
[۴]. الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص ۲۴۹.
[۵]. همان و طبري، محمد بن جرير بن رستم؛ نوادر المعجزات في مناقب ائمه الهداة، قم، مؤسسه الامام المهدي، ۱۴۱۰، چاپ اوّل، ص ۳۲ و مفید محمد بن محمد بن نعمان؛ الارشاد، بيجا، دارالمفيد، بيتا، ج۱، ص ۳۲۲.
[۶]. بحراني، ابن ميثم؛ شرح مئه كلمه، قم، جامعه مدرسين، بيتا، ص ۸.
خلافت و نسبت آن با قرابت و صحبت، بازخوانی حکمت 190 نهج البلاغه - محدثه خسروی
درآمد : حکمت 190 نهج البلاغه به دو گونه نقل شده است. در چاپ محمد عبده و صبحی صالح این گونه آمده است: « وا عجباه! أ تکونُ الخلافة بالصَّحابة و القَرابة؟» و در تصحیح فیض الاسلام و نسخة ابن ابی الحدید، این گونه آمده است: « وا عجبا! أ تکونُ الخلافةُ بالصحابة و لا تکون بالصحابة و القرابة؟!» « وا عجبا، أن تکونَ الخلافة بالصحابة و لا تکون بالصحابة و القرابة!»[1] در سال های اخیر، بحث و جدل هایی درباره این حکمت نهج البلاغه درگرفته و اتّهام تحریف و دست اندازی در تصحیح متون مطرح شده است که در اين مقاله به برخی از آنها خواهیم پرداخت. قصد آن داریم که با بررسی اسباب صدور کلام از امام علی عليه السلام و جمع کردن نقل های متفاوت آن، قول صحیح را ترجیح دهیم. این متون، اولاً، قابل بحث سندی نیستند (چون هیچ یک سند ندارند)؛ ثانیاً یک متن، حتی اگر سند صحیح هم داشته باشد، نباید از حیطه نقد متن خارج شود.
در مقاله پیش رو دلایل نقلی مهم ترین وظایفی که در برابر معصومین علیهم السلام باید رعایت گردد، به شیوه برهانی بررسی می شود؛ وظایفی مانند: معرفت، اطاعت، تسلیم، شکر، دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان امام، نصرت، احیای امامت اهل بیت علیهم السلام ، دعا و انتظار ظهور. معرفت امام شرط حصول ایمان، اعتقاد و عمل است. و این معرفت را می توان مقدمه ای واجب برای شناخت خداوند و رسول، حکمت خلقت، اساس اسلام و حصول به عبودیت خداوند دانست.
غدير آخرين جايگاه اعلام عمومی جانشيني اميرالمؤمنين علیه السلام - سید علی حسینی میلانی
غدير آخرين جايگاه اعلام عمومی جانشيني اميرالمؤمنين علیه السلام[1]
سید علی حسینی میلانی[2]
چکیده :
غدیر یادآور امامت امیرمؤمنان علی(علیه السلام) و انتصاب رسمی ایشان بر این مقام والاست. امامت عهد و پیمانی بسان نبوت است و به دست خدای متعال بوده و هیچ کس بدان مقام نایل نمی گردد، مگر اینکه او اراده کند.
پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) از آغازین روز رسالت خویش در هر فرصت و موقعیت و در میان هر گروه و جماعت مردم را به امامت امیرمؤمنان علی(علیه السلام) فرا می خواند و با عبارات و کلمات گوناگون آن را به امت خویش می رساند؛ تا اینکه در غدیر هر آنچه را که به صورت پراکنده دربارۀ امامت و ولایت علی(علیه السلام) فرموده بود، در یک مجلس بیان کرد.
این نوشتار مراحل اعلام جانشینی امیر المؤمنین(علیه السلام) را از آغاز بعثت در شش مرحله بر شمرده، و غدیر را آخرین جایگاه اعلام عمومی جانشینی آن حضرت میداند. سپس با نقل واقعۀ غدیر، به بیان خطبه و معانی واژۀ «مولی» و دلالت آن بر امامت امیر المؤمنین میپردازد و در ادامه به تشکیکها و ایرادهای برخی از اهل سنت، پاسخ می دهد.
** مدرس خارج فقه و اصول در حوزه علمیه قم و مؤلف آثار متعدد در زمینه امامت.
خاورشناسان و ديدگاه شيعه درباره جانشينی حضرت علی علیه السلام - محمد حکيمی
چکیده :
از آن جا که دین مقدس اسلام آخرین و فراگیرترین دین الهی و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز آخرین سفیر و خاتم انبیاست چگونه امکان دارد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای استمرار وگسترش فرهنگ دینی و دست آوردهای رسالتش کسی را پس از خود برنگزیند؟ از طرفی هم دشمنان داخلی اسلام (منافقان) و دشمنان خارجی آن (روم و ایران) در پی فرصت بودند تا با به وجود آوردن روی کرد جدید در حوزه رهبری اسلام، به اهداف خود جامه عمل بپوشانند. بنابراین از شخصیت همانند پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که در پی ایجاد جامعه ایده آل مبتنی بر ارزش های انسانی الهی و تداوم آن بود، بعید است که برای خود جانشین و خلیفه تعیین نکند و امت اسلام را به حال خود رها سازد. از این روی، تاریخ نگاران شیعه معتقدند که پیامبراسلام (صلی الله علیه و آله) مثل پیامبران گذشته برای خود جانشین تعیین فرمود. آن حضرت در جاهای مختلف به ویژه در غدیر خم، امیرمؤمنان علی (علیه السلام) را به جهت لیاقت و شایستگی و از همه مهم تر به جهت تعیین خداوند برگزید، اما پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) علی رغم نص قرآن و تأکید پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، برخی از فرصت طلبان این جانشینی را نادیده گرفتتد که درجای خود باید بررسی و نقد شود. بنابراین، شیعیان عقیده دارند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) علی (علیه السلام) را جانشین خود معرفی فرموده است.
جانشین پیامبر کیست؟، پژوهشی پیرامون جانشینی پیامبر خدا صلی الله علیه وآله از دیدگاه اسلام، آیت الله سید علی حسینی میلانی، انتشارات الحقایق، چاپ سوم، 1390، قم.
دربارۀ جانشینی رسول خدا سخن بسیار گفته شده است؛ شیعه معتقد است که جانشینی رسول خدا (امامت) بسان نبوت امری الهی است و باید جانشین از سوی خدا انتخاب شود؛ اما اهل سنت انتخاب جانشین را به انتخاب مردم می دانند.
در کتاب جانشین پیامبر کیست؟ نوشتۀ آیت الله سید علی حسینی میلانی، ابتدا در لزوم وجود جانشین برای رسول خدا بحث می شود؛ که آیا لازم است جانشینی برای رسول خدا انتخاب شود یا نه؟ آنگاه به مباحثی دربارۀ شرایط جانشین پرداخته می شود.
نبود یاران مهمترین عامل عدم قیام برخی از امامان - حسین تربتی
در طول تاریخ، در اذهان جوانان مسلمان این پرسش مطرح بوده است که چرا اکثریت قاطع امامان معصوم ما از قیام و اقدام نظامی برای بازپس گرفتن حق غصب شده خود و حاکم شدن بر جامعه خودداری نموده اند؟ امیر مؤمنان علی(علیه السلام) 25 سال سکوت تلخ و طاقت فرسا را تحمّل نمود، اهانت به خویش و همسرش را از نزدیک مشاهده نمود، غصب فدک را با چشمان خویش نظاره کرد؛ ولی دست به اقدام نظامی نزد. همین طور امام حسن مجتبی(علیه السلام) صلح را مقدم دانست و امام زین العابدین(علیه السلام) از طریق مناجات و دعاها به هدایت جامعه پرداخت و از اقدام نظامی و قیام برای گرفتن انتقام خون پدر، بستگان و یاران خویش خودداری نمود. حضرت باقر و صادق (علیه السلام) نیز از طریق فرهنگی و تربیّت و تعلیم شاگردان، وارد عرصه اجتماعی شدند و حتی از قیامهایی که به ظاهر اظهار تمایل به آن حضرت می کردند، حمایت نکردند. همچنین از امام هفتم (علیه السلام) تا امام حسن عسکری (علیه السلام)، هیچ کدام برای باز پس گیری خلافت ظاهری و به عهده گرفتن حکومت و هدایت جامعه اقدام نظامی و قیام علنی انجام ندادند.
علی (علیه السلام) و ماجرای فدک بخش اول - جعفرسبحانی
ارزش اقتصادی فدک : کشمکشهای سقیفه در راه انتخاب خلیفه به پایان رسید وابوبکر زمام خلافت را به دست گرفت .حضرت علی علیه السلام با گروهی از یاران با وفای او از صحنه حکومت بیرون رفت، ولی پس از تنویر افکار وآگاه ساختن اذهان عمومی، برای حفظ وحدت کلمه، از در مخالفت وارد نشد واز طریق تعلیم وتفسیر مفاهیم عالی قرآن وقضاوت صحیح واحتجاج واستدلال با دانشمندان اهل کتاب و... به خدمات فردی واجتماعی خود ادامه داد. امام علیه السلام در میان مسلمانان واجد کمالات بسیاری بود که هرگز ممکن نبود رقبای وی این کمالات را از او بگیرند.او پسر عم وداماد پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم)، وصی بلافصل او، مجاهد نامدار وجانباز بزرگ اسلام وباب علم نبی(صلی الله علیه و آله و سلم) بود. هیچ کس نمی توانست سبقت او را در اسلام وعلم وسیع واحاطه بی نظیر وی را بر قرآن وحدیث وبر اصول وفروع دین وبر کتابهای آسمانی انکار کند یا این فضایل را از او سلب نماید.
امیرمومنان علی علیه السلام ، مظلوم همیشه تاریخ - جواد علاء المحدثین
غدیر، حادثه عظیمی است که علمای مذاهب اسلامی، وقوع آن را پذیرفته و اتفاق دارند که موضوع کلام رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در آن روز بزرگ، بر محور شخص امیرالمومنین(علیه السلام) بوده است. حتی آنان که عمدا یا سهوا به تحریف یا فروکاستن پیام غدیر مبادرت نمودند، این را - اگر هم خواسته باشند- نتوانستهاند انکار کنند که غدیر «روز حضرت علی(علیه السلام)» است. اهمیت این اتفاق نظر، وقتی درک میشود که توجه شود: پس از رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)، نقل حدیث آن حضرت ممنوع شد و این ممنوعیت، در نظام حاکم، تا پایان قرن اول هجری (به مدت نزدیک به 90 سال) ادامه یافت. (البته در فرهنگ شیعی، چنین منعی معنا نداشت) (نک: نقش ائمه(علیهم السلام) در احیاء دین، علامه سیدمرتضی عسکری، ج1، صص 117- 150) 30سال بعد، با آغاز خلافت معاویه، فرمان لعن امیرالمومنین(علیه السلام)، بهعنوان دستورالعمل حکومتی صادر شد و این رویه عجیب و ظالمانه نیز تا حدود 90 سال (یعنی پایان سلسله بنیامیه، به استثناء دو سال خلافت عمر بن عبدالعزیز) ادامه یافت. (نک: شرح نهجالبلاغه، ابن ابیالحدید، ج11، ص44) این دشمنیها حتی در دوران بنیعباس، تشدید شد.
آیة الله سید علی حسینی میلانی مد ظله العالی، در آیین افتتاحیه ششمین اجلاس بین المللی غدیر که در هتل الغدیر مشهد برگزار شد، گفت: روز غدیر خم متعلق به پیامبر، امیرالمؤمنین، اسلام و مسلمین است و باید در تاریخ بماند و هر روز احیا شود. معظم له افزود: هدف از برگزاری چنین جلساتی باید تعظیم شعائر اسلام باشد و همچنین اینکه بدین وسیله، ارادت، اخلاص و تشکر خود از پیامبر بایت زحماتی که برای هدایت بشر کشیده است را نشان دهیم. معظم له با بیان این که در رابطه با امر ولایت امیرمؤمنان (علیه السلام) باید گفتوگو صورت گیرد، اظهار داشت: بحثهایی که در این رابطه ارائه میشود باید علاوه بر ترویج مبانی دینی مؤمنان، تقویتکننده ایمان شیعیان به خصوص جوانان باشد زیرا برگزاری این جلسات باید همچون کلاس درس دارای محتوا باشد.
آرای دیگران : مذاهب دیگر اسلامی در مقابل این سخن شیعه، استدلالاتی آورده اند و معتقد شده اند که این روایت نمی تواند دلیل خلافت بلافصل امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) باشد. ما اکنون نظرات آنان را در ده قسمت بررسی می کنیم. 1ـ اولین شرط استدلال به یک روایت، صحت سندی آن روایت است؛ به عبارت دیگر تنها روایتی را می توان در این بحث، به عنوان دلیل اقامه کرد که قبلاً صدور آن از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) ثابت شده باشد، بخصوص بنا به نظریه شیعه که مدعی است در مسائل اعتقادی نظیر امامت، خبر واحد کافی نیست و دلیل باید متواتر باشد. از این روی برخی از دانشمندان عامه خبر غدیر را برای استدلال شایسته ندیده اند، چنانکه قاضی عضدالدین ایجی در «مواقف» گفته است: ما صحت این روایت را انکار می کنیم و ادعای ضرورت داشتن (متواتر بودن) آن سخنی گزافه و بدون دلیل است. چگونه این روایت متواتر است در حالی که اکثر اصحاب حدیث آن را نقل نکرده اند؟(1) . ابن حجر هیتمی نیز می گوید: فرقه های شیعه اتفاق نظر دارند که آنچه به عنوان دلیل بر امامت آورده می شود باید متواتر باشد، در حالی که متواتر نبودن این روایت معلوم است؛ چرا که اختلاف درباره صحت این حدیث قبلاً گذشت، بلکه آنانکه در صحت این حدیث اشکال کرده اند برخی از پیشوایان علم حدیث همانند ابوداود سجستانی و ابوحاتم رازی و غیر ایشان هستند.پس این، خبر واحدی است که در صحت آن نیز اختلاف است.(2) .
احقاق حقوق از اموری است که نظام دین و دنیا بر آن استوار است ، همچنان که حضرت فرموده است :
( همانا حکم در انصاف مظلوم از ظالم، و گرفتن از قویّ برای ضعیف، و اقامه ی حدود پروردگار بر روش و طریقه ی آن، از اموری است که بندگان خدا و بلاد به آن اصلاح می شود )، لذا حضرت سلام الله علیه نسبت به قاضی شرایطی را معتبر فرموده که غرض از قضاوت که از مناصب انبیا و اوصیا است محقق شود :
در نظام مالی كه عمر و سپس عثمان اعمال میكردند، معمولاً حقوق و عطایای موالی ایرانی پایینتر از اعراب بود. از این رو وقتی كه ایرانیان در دوران خلافت علی(علیه السلام) از حقوق و عطایایی برخوردار شدند، جمعی از سران و اشراف كوفه از جمله اشعثبن قیس كندی، در برابر آن حضرت زبان به اعتراض گشودند كه از چه روی ما را مغلوب این سرخرویان ساختهای؟ اشاره : در این مقاله از رشته تعلقات و آشناییهای ایرانیان با علی(علیه السلام) همچون، مدارا در اخذ خراج از ایرانیان ـ چه در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) كه به یمن گسیل شد و گروهی از ایرانیان در آنجا مقیم بودند و چه در زمان خلافت خویش ـ خونخواهی آن حضرت از هرمزان ایرانی، اجرای عدالت در تقسیم بیتالمال میان عرب و عجم و از جمله ایرانیان در زمان خلافت، حمایت ایرانیان از علی(علیه السلام) در جنگ جمل سخن رفته است. بیتردید موضوع آشنایی ایرانیان با حضرت علی(علیه السلام) برای هر شیعهای از اهمیت و جاذبه بسیاری برخوردار است. حوادث تاریخ ایران و اسلام در دهههای دوم، سوم و چهارم از سده نخست هجری، بسترهای مناسبی را برای آشنایی ایرانیان با آن بزرگ مرد تاریخ بشر فراهم ساخت.
فردی مجهول الهویه با نام مصطفی که به احتمال خیلی زیاد سنی هست،در ذیل یکی از مطالب سایت که متن اسکن شده در مورد عمر بود نظری گذاشته بود و ادعا کرده بود که شهادت حضرت زهرا دروغ است چون که مگر میشود فاتح خیبر دست رو دست بگذارد و بشیند نظاره کند همسرش اینچنین بلایی بر سرش می آید و مدعی بود که پاسخی از جانب شیعه نگرفته، با اینکه در جای دیگر سوال کرده،البته متن سخن این فرد رو برای اینکه روشنگری بشه قرار خواهم داد بعد از توضیح خودم.
به هر حال جواب پیش رو تحقیق هست از طرف موسسه حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه شریف که برای روشن شدن مطلب حق برای دوستان و پاسخ به ادعای این فرد میگذارم که امیدوارم مورد استفاده دوستان عزیز و همچنین این فرد قرار بگیره،و از این فرد خواهشمندم اگر به نظرش باز سوالی هست مطرح کنه تا پاسخی متین و عالمانه دریافت کنه.البته ایشان با بی ادبی خاصی شیعه رو هم ردیف خوارج هم دانسته ولی خب مطلب حق از خورشید تابنده در آسمان هم روشن تره و بگذارید به این جسارت های این فرد پاسخی ندهم وگرنه اثبات میکنیم به حول و قوه الهی که خوارج کیانند که الان هم ریشه نفاق در وجودشون متبلوره و با حرفهای مغرضانه خود دشمنی خودشان را با اهل بیت عصمت و طهارت نشان میدهند و حرف حق تو گوششون نمیره.
بگذریم متن زیر دقیقا مطلب این فرد هست که ملاحضه کنید و سپس جوابیه رو در اختیارتون میذارم.
مصطفی!
واقعا خنده داره خوارج به کجا رسیدند که درمورد اصحاب پیامبر این گستاخی ها رو می کنند من نمی دانم شما به ظاهر شیعه ها چطور می خواهید در قیامت به چهره حضرت علی نگاه کنید اگر آن حضرت میدانست که خوارج روزی چنین کارهای میکنند تک تک آبا و اجداد شما رو می کشت من نمی دونم چرا تاریخ شما از سال 72 به این ور این جوری عوض شد من نمیدونم چرا بقول شما اون موقع عمر اومد در خونه خضرت علی روز چرا او نیومد در رو باز نکرد چرا امام حسن و حسین نیومدن در رو باز نکردن خدایا منو ببخش این حرف رو میزنم مگر آنان بی غیرت بودن!!! خنده داره یکی از علماتون تویه لبنان درگذشت این حرف رو زد که من در کل عمرم هرچه تلاش کردم اینو بفهمم نشد که نشد که چرا بی بی فاطمه در رو اومد باز کنه آیا شیر خدا و پسرانش از عمر می ترسیدند آیا فاتح خیبر ترسو بود شما از علی یه ترسو ساختید وای بر شما وای . خدایا اینان را یا به راه راست هدایت کن یا نابود کنن. اگه میشه شما این مطلب رو تویه وبتون پاسخ بدید که چرا آن حضرت در رو باز نکرد من یه جای دیگه هم پرسیدم ولی جواب دریافت نکردم.
دوستان عزیز جواب رو تو ادامه مطلب مطالعه بفرمایید.
علی علیه السلام در منظر قرآن و روایات تفسیری - علی مختاری
پیش گفتار : قرآن کریم اساس معارف مسلمانان به شمار می آید. از این رو جا دارد در سال پیروی عملی از سیره امام علی علیه السلام سیمای قرآن ناطق را در کتاب نور و هدی مشاهده کنیم. شیوه رایج در این باره نقل روایات فضایل امام علیه السلام به ترتیب آیه ها و یا احیانا با محور قرار دادن ارزشهای امام علیه السلام است و چون به این سبک آثار فراوانی هست (1) و بهتر است از کارهای تکراری پرهیز و به تحقیقات افزوده شود; بی هیچ ادعایی (2) سخنانی در این زمینه از بزرگان نقل و بررسی می شود شاید مفید و مؤثر افتد. آیه های ویژه حضرت علی علیه السلام : فضایل اهل بیت علیهم السلام در قرآن گاهی به صورت گروهی که شامل تمامی چهارده معصوم علیهم السلام است و در مواردی در خصوص پنج تن آل عبا و... بیان شده که شامل حضرت علی علیه السلام نیز هست و تنها چند مورد ویژه امام علی علیه السلام است، آقای دکتر نقی پورفر با برشماری 16 مورد، بیشترین آیه های ویژه را بر شمرده (3) ،ولی نمی توان ادعا کرد که همه دانشمندان بر تمامی این 16 مورد اجماع و اتفاق دارند. اختصاص برخی از این آیه ها به شخص حضرت علی علیه السلام قابل بحث و بررسی است، به هر حال عصاره شش آیه از آن ها - که در اختصاص به امام علی علیه السلام روشنتر است- با اندک توضیحی بیان می شود:
شهر رمضان الذي أنزل فيه القرآن، هدي للناس وبينات من الهدي و الفرقان
خود اين آيه كفايت مي كند براي كسي كه بفهمد چه ماهي در پيش است. در يك آيه خدا عظمت اين ماه را بيان كرده. به اين جهت، اين ماهي است كه در اين ماه قرآن نازل شده. آن هم چه قرآني؟ بيّنات من الهدي و الفرقان. در يك آيه دو عنوان است: هم قرآن، هم فرقان. كلمه فرقان شرح مفصلي دارد، كلمه قرآن هم شرح مبسوطي. قرآن چيست؟ فرقان چيست؟ عمر گذشت و ما به حقائق اين دين نرسيديم.
اولا زمان ، ظرف است، خود زمان وآنچه در زمان واقع مي شود. اين دو بايد ملاحظه بشود. در ماه رمضان اين خصوصيت است كه اولا خود زمان، استثنائي است.
امام علی علیه السلام در نگاه اهل سنت - احمد لقمانی
امام علی علیه السلام اسوه ای جامع و انسانی است که عظمت خرد و توان مندیهای روحی - روانی او، وی را الگویی همیشه جاودان برای امروز و فردا و فرداهای تمامی جوامع ساخته، به گونه ای که پیروان شیعی و شیفته ی او را در تمامی عصرها و نسل ها، سر بلند و خرسند کرده است. به یقین، برجسته گی شخصیت آن حضرت، آن گاه چشم گیری خاصی می یابد که در سخنان و دیدگاه های دیگران تجلی کند که چنین باوری، دست مایه ای گران بار در هنگام سخن وری بوده و لذت خاصی در کلام شیعیان می آفریند همچنین در بحث ها و گفت و شنودها با صاحب نظران دیگر مذاهب و یا در عرصه هائی مختلف مانند حج و عمره دلائل نیرومندی بر حقانیت شیعه خواهد بود. در این جا، چند آیه از آیات قرآن و دیدگاه های اهل سنت را درباره ی شان نزول هر یک از باب نمونه بیان می کنیم : الف - آیه 207 از سوره 2 (بقره) «ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله رؤوف بالعباد» ; از مردم، کسی است که جان خود را در برابر خشنودی خداوند می فروشند و خداوند نسبت به بنده گان مهربان است.
عروج حقیقت / به مناسبت شب ضربت خوردن امیر المؤمنین امام علی (علیه السلام) - شهید سید محمدباقر صدر
شب 19 رمضان که به روایت هایی شب قدر نیز محسوب می شود، شبی است که حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) ضربه نهایی بغض و نفاق مردم جاهل را به جان خرید و همین ضربه، منجر به شهادت ایشان در بیست و سوم رمضان گردید. مقاله ی حاضر که توسط شهید آیت الله سید محمدباقر صدر به نگارش درآمده و در کتابی تحت عنوان «الامام علی، سیره و اجتهاد» به چاپ رسیده است، اختصاص به بررسی جنبه های مختلفی از استراتژی حضرت در دوران کوتاه پنج ساله ی امامت ایشان دارد، سیاست هایی که نهایتاً منجر به ضربت خوردن و شهادت ایشان به دست دشمنان کینه توز و جاهلشان گردید. با هم این مقاله را می خوانیم: امشب... یادآور شوم ترین شب، بعد از روزی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در آن وفات یافت. در آن روزی که پیامبر رحلت کرد، رسول خدا، رسالت اسلامی اش را در بحبوحه ی توطئه هایی که بعد از برهه ی کوتاهی پس از وفات وی به رسالتش هجوم آوردند، به دست سرنوشت سپرد و در روزی که امام امیرالمومنین (علیه السلام) ترور شد، آخرین آرزوی پیامبر در بازگرداندن مسیر صحیح رسالت، به دست فراموشی سپرده شد. این امید که همواره در جان های مسلمین آگاه زنده بود، در وجود این مرد بزرگ که از لحظه اول گرفتاری ها و رنج های دعوت (با آن) زیسته بود، تبلور یافت. او در بنای آن دعوت، مشارکت داشت و ساختمان رفیع آن را خشت به خشت همراه با پسر عم گرامی اش بنا نمود و (در نهایت) با آتش این دعوت سوخت. این مرد کسی است که از تمام این مراحل با همه گرفتاری ها، مشکلات و دردهای آن عبور کرد...
بررسی روایات فضایل حضرت علی علیه السلام در صحاح سته - شبیر فصیحی
چکیده : در این مقاله، برخی از روایاتی که در شأن حضرت علی(علیه السلام) در صحاح سته آمده مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد و روایتی که از طرف ابن جوزی مورد شبهه و نقد قرار گرفته است با استفاده از منابع اهل سنت مورد تأمل واقع می شود. صحاح سته، آن چنان روایات فضائل حضرت علی(علیه السلام) را نقل می نماید که دریایی از فضائل حضرت علی(علیه السلام) در آن نهفته است و احتیاج به غواص ماهری دارد که از این دریا بهره لازم را ببرد. این مقاله در چند عنوان، روایات فضائل حضرت علی(علیه السلام) را تقسیم و تبیین می کند و به تحلیل آنها می پردازد. واژه های کلیدی: حضرت علی(علیه السلام)، فضایل، صحاح سته، اهل سنت.
مختصری درباره ی آيات نازله در حق حضرت على بن أبی طالب (عليهما السلام)
انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون (سوره مائده آيه 55)
بنا بنقل مفسرين و مورخين عامه و خاصه آيات زيادى (بيش از سيصد آيه) در باره ولايت على (عليه السلام) و فضائل و مناقب آنحضرت در قرآن كريم آمده است كه نقل همه آنها از عهده اين كتاب خارج است لذا ما در اينجا فقط بنقل چند مورد از كتب معتبره اهل سنت اشاره مينمائيم كه جاى چون و چرا براى آنان باقى نماند.
1ـ آيه تبليغ : ابو اسحق ثعلبى در تفسير خود و طبرى در كتاب الولاية و ابن صباغ مالكى و همچنين ديگران نوشته اند كه آيه تبليغ يعنى آيه 67 سوره مائده يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك...در باره على (عليه السلام) نازل شد و رسول خدا (صلى الله عليه و آله) دست على را گرفت و فرمود:من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم و ال من والاه.... (1)
چون در باره نزول اين آيه و جريان غدير خم در فصل ششم بخش يكم توضيحات كافى داده شده لذا در اينجا از تكرار آن صرفنظر ميشود.
:: موضوعات مرتبط:
امیرالمومنین علیه السلام،
، :: برچسبها:
رمضان,
امیر المومنین علیه السلام,
امام علی علیه السلام,
اهل بیت علیهم السلام در قرآن و حدیث,
آيه مودت,
آيه تبليغ,
آيه ولايت,
آيه تطهير,
[ ادامه مطلب ] |
اميرالمؤمنين علیه السلام دارنده سنتهای انبيای پيشين
مهم این است که قلبمان را متوجه مظلومیت شخصی کنیم که مظلوم تر از ایشان در طول تاریخ بشریت وجود نداشته و وجود هم نخواهد داشت. [در سیزدهم ماه رجب] مولودی در خانه کعبه پا بر عرصه هستی نهاد، که زبانها و قلمهای بسیاری همواره پیرامون ایشان، داد سخن داده اند؛ لیکن هر آنچه گفته یا نوشته شده و یا گفته و نوشته خواهد شد، نسبت به مقام رفیع ایشان همچون نسبت میان بال مگس به عقاب بلندپرواز است! و این سخنی است که نه در مقام خطابه بلکه با برهان قابل اثبات است. ما می دانیم که خداوند تعالی «لایدرک ولایوصف» است؛ یعنی نه درک شده و نه قابل توصیف است؛ بلکه حتی بنده مخلوقش که در او سرّ «اسم اعظم» نهفته است نیز برتر از وصف و ادراک افهام بشر است! و تنها راسخین در علم اند که این مسأله را می فهمند و فقط آنان هستند که می دانند چرا امیرالمؤمنین(علیه السلام) فوق وصف و ادراک بشر است. در کتاب بصائر الدرجات، (صفحه 134) آمده است: عن أبی جعفر(علیه السلام) قال: کانت فی علیّ سنّة ألف نبی!
ولایت و فضایل امام علی علیه السلام از نگاه فخررازی در تفسیر کبیر - داراب نبی زاده
اشاره : قرآن کریم به فضیلت و ولایت امام علی (علیه السلام) تصریح کرده است. مفسران و اندیشمندان شیعه و نیز برخی از مفسران و علمای اهل سنت به شرح این آیات پرداخته و دلالت آنها را به عظمت و جایگاه رفیع امام علی (علیه السلام) مسلم دانسته اند. عظمت امام علی (علیه السلام) همواره مورد توجه تعداد زیادی از اندیشمندان اهل سنت قرار گرفته به طوری که علمای شیعه معمولاً برای اثبات ولایت امام (علیه السلام) از منابع اهل سنت بهره جسته اند، سپس با نقد و بررسی نظرات آنان دلایلی بر ولایت و فضیلت امام علی (علیه السلام) اقامه کرده اند. مقاله پیش رو نیز بر همین روال و به روش کتابخانه ای به بیان دیدگاه امام فخر رازی در این باره پرداخته و سپس به نقد و بررسی آرای وی می پردازد.
سیری در نصوص ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام (قسمت اول) - حسین تهرانی
دلایل و نصوص بر جانشینی امام امیرمؤمنان علی علیه السلام به قدری فراوان است که می توان دهها کتاب مفصل در مورد آن و شرحش نگارش کرد. ما در اینجا هر چند قصد تفصیل و مبسوط نداریم، ولی به جهت اهمیت موضوع، دلایل و نصوص غیرقابل انکار، از قرآن مجید، و تفاسیر و تواریخ و سیره و کتب حدیث معتبر اهل سنت می آوریم، تا خوانندگان عزیز خود داوری نموده، و کسانی که در آتش تعصب و جهل می سوزند انشاء الله بیدار گردند.
یکی از مسائل مهمی که بین شیعیان امیرالمومنین علی علیه السلام و مخالفین مطرح می باشد فضائل امیرالمومنین و خلفای اهل تسنن است. آنها معتقد هستند که خلفای آنها دارای فضائل بی شماری هستند و شیعه را به خاطر عدم استحقاق آنها به خلافت و نداشتن فضائل و عدم ایمان آنها تکفیر می کنند. در این پست قصد داریم تا از کتب مخالفین برای شما اثبات نماییم که خلفای باطل حتی از ذکر فضائل امام علی علیه السلام نیز منع می کردند و صحابه آرزو داشتند تا بتوانند فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام را بیان کنند. توجه شما را به این پست جلب می نمایم.
این مطلب در کتاب تاریخ الاسلام ذهبی ، چاپ دار الکتاب العربی ، جلد 6 ، صفحه 112 موجود می باشد.
تصاویر زیر مجلد کتاب و جلد 6 و صفحه 112 کتاب تاریخ الاسلام شمس الدین ذهبی می باشد
( توجه : برای دیدن تصویر در اندازه واقعی روی آن کلیک نمایید )
روشن است که علم غیب داشتن اهل بیت علیهم السلام هیچ تغییری در رفتار عملی آنان ایجاد نمی کرد ، و از همین رو امام مجتبی علیه السلام بدون هیچ اجباری اقدام به نوشیدن مایع مسموم می نماید ، و رسول خدا صلی الله علیه و آله گوشت مسموم را می جود که همان منتهی به شهادت ایشان می شود ، و امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام از زمان شهادت خود آگاه است ولی با این حال به مسجد می روند ، با این که می توانست کسی دیگر را به نیابت خود بفرستد ، یا اینکه نگهبانانی با خود ببرد ، یا اینکه ابن ملجم لعنت الله علیه را زندانی کند ، یا از مسجد بیرون نماید ، یا اینکه عده ای را مامور مواظبت از او قرار دهد ، یا کارهائی از این قبیل.
و امّا اینکه اینطور جواب دهیم که آنان در هنگام نازل شدن مرگ بی خبر هستند ، یا اینکه بگوئیم آنان مجبورند که این کارها را انجام دهند مثل مسموم نمودن امام کاظم و امام رضا علیهم السلام به وسیله هارون و مامون لعنت الله علیهما یا امثال این جوابها ظاهرا خلاف ادلّه است و قانع کننده نیز نمی باشند.
اگر قرار بود علم غیب در رفتارشان اثر بگذارد نمی بایست پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در فقدان فرزندشان ابراهیم بگریند ، و نمی بایست سید الشهداء ، امام حسین علیه السلام در شهادت و فقدان فرزندان و اصحاب خود بگرید ، با اینکه آنان خوب می دانند و می بینند آنها به بهشت برین منتقل می شوند. آیا کسی که می داند فرزندش به یک مکان کاملا خوبی رفته و از همه جهات در رفاه و آسایش است آیا گریه می کند؟ و همچنین نمی بایست یعقوب از فراق یوسف علیه السلام گریه کند و حال آنکه او می دانست که فرزندش زنده است و بزودی بعد از مدتی بصورت پادشاه به او بر می گردد.
ادامه این مقاله ان شاءالله در قسمت دوم قرار داده خواهد شد
:: موضوعات مرتبط:
امیرالمومنین علیه السلام،
، :: برچسبها:
علم غیب اهل بیت,
رفتار اهل بیت در عین وجود علم غیب,
معنای علم غیب چیست,
چرا اهل بیت از علم غیب استفاده نکردند,
علم الهی اهل بیت علیهم السلام,
آنچه مىخوانيد، گفتگويى است كه از سوى آقايان حجج اسلام سيد محمّد طباطبايى يزدى و امير تقدمى با محقق فرزانه جناب مستطاب آية الله سيد على ميلانى دام ظله، در فروردين 1392 هجرى شمسى، انجام شده است.
بسم الله الرحمن الرحيم. الحمد للَّه ربّ العالمين والصلاة والسلام على محمّد وآله الطيبين الطاهرين واللعن على أعدائهم أجمعين.
من درباره علّامه امينى مطلب خاصى كه گفته نشده باشد و خود بنده داشته باشم، چيزى به نظرم نمىرسد داشته باشم. يك مطلب كلّى بايد اول عرض كنم، كه اين مطلبِ كلى، بر مرحوم آقاى امينى هم منطبق مىشود، اين است كه:
ولادت امام علی علیه السلام در كعبه از دیدگاه اهل سنت
1 ـ آیا قضیه ولادت على (علیه السلام) در داخل كعبه در كتب اهل سنت با سند صحیح آمده یا خیر؟
ولادت امیر مؤمنان علیه السلام در كعبه از دیدگاه شیعیان قطعی و متواتر است، و این كه احدی غیر از آن حضرت در داخل خانه كعبه به دنیا نیامده نیز اجماعی است.
سخن شیخ مفید در ولادت علی (علیه السلام) در كعبه
شیخ مفید (متوفای413هـ) رضوان الله تعالی علیه در این باره می نويسد:
ولد بمكة في البيت الحرام يوم الجمعة الثالث عشر من رجب سنة ثلاثين من عام الفيل، ولم يولد قبله ولا بعده مولود في بيت الله تعالى سواه إكراما من الله تعالى له بذلك وإجلالا لمحله في التعظيم.
الإرشاد ج 1، ص 5، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت، الطبعة: الثانية، 1414هـ - 1993 م
آفرینش نوری امیرالمؤمنین علیه السلام در میراث مکتوب امامی
چکیده
آفرینش نوری امیرالمؤمنین علیه السلام با قید کیفی همگون و همراه با آفرینش نوری رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم ،
از موارد کاربرد واژگانی نور در میراث مکتوب اسلامی بوده و دادههای آن در میراث مکتوب امامی در دو ساحت کلان گزارشهای مأثور و رویکردهای عالمان آن، جلوهگر گشته است. گزارشهای مربوط به این موضوع را ـ که حدیث نور نیز خوانده شده ـ در بسیاری از معتبرترین میراثهای مکتوب امامی ـ با وجود جریانهای متنوع حدیثی و کلامی در میان مؤلفان آن ها ـ می توان مشاهده کرد. تنها مسندهای آن با دستکم هجده طریق، از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و نیز برخی امامان معصوم علیهم السلام قابل دسترسی است که بر پایه معیارهای سنجش اعتبار حدیث، در دستة والاترین گونة حدیثی یعنی «احادیث متواتر» طبقهبندی میکردند. در ساحت رویکردهای عالمان امامی در میراث مذکور، علاوه بر همگرایی با ساحت گزارشها، کارکردهایی نیز از آن به ثبت رسیده که از آن جمله می توان به کارکردهای تاریخی، کلامی و تفسیری اشاره کرد.
فصلنامه ی ندای اسلام(سال هشتم و نهم - شماره 32 و 33 زمستان 86 و بهار 87) مقاله ای با عنوان «بررسی جریان حکمیت از منظری دیگر» به چاپ رسانید ، که نویسنده ی آن به بازبینی مسئله حکمیت در جنگ صفین، به ویژه نقش دو حَکم تعیین شده، یعنی « ابو موسی اشعری» و « عمرو بن عاص» پرداخته است .
نویسنده در این مقاله ادعا میکند «بسیاری از نویسندگان و مورخان در مورد حقیقت این جریان دچار سردرگمی شده و با اعتماد بر روایات ضعیف و غیرقابل اعتبار، چهرهای ناخوشایند از این دو، به تصویر كشیدهاند، یعنی ابوموسی اشعری را به ضعف رأی و فریب خوردن و عمرو بن عاص را به فریبكاری متهم ساختهاند.»
شبهه وفات هارون پیش از موسی و عدم دلالت حدیث منزلت به زمان پس از پیامبر
از آن جایی که هارون پیش از وفات موسی، از دنیا رفته است، پس هارون وصی موسی نبوده است و خلافت برای هارون پس از موسی متحقق نگشته. از این رو حدیث منزلت تنها میتواند خلافت علی در زمان حیات پیامبر را اثبات نماید، پس این حدیث اختصاصاً مربوط به غزوه تبوک است. و خلافت علی را تنها در غزوه تبوک ثابت مینماید.
اولین طرح مدون پیرامون حقوق بشر در جهان، از طرف امام علی بن ابیطالب علیه السلام، در حدود 1400 سال پیش عنوان شد. سخن گفتن یا نگاشتن مطلبی پیرامون امام همگان و شخصیتی که جامع فضایل اولین و اخرین، و دروازهی شهر علم، مولود کعبه، شهید محراب، قسمت کنندهی بهشت و جهنم و متصدی دادن جواز افرداد به بهشت است، شرافتی است بس بزرگ و افتخاری عظیم. چگونه ممکن است پیرامون شخصیت او نوشتهای عرضه شود؟
او همان کسی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در موردش فرمود: این علی، برادر من، خلیفه بعد از من و وارث علم من است.آنچه پیش روی است بخشی از توشه و مجموعهای است دربارهی حضرت علی علیه السلام که نویسنده عربی با اسناد خود، آنها را گردآوری و تنظیم کرده است.
آسمان جلال و شکوه خاصي داشت. در پهن دشت وسيعش افق و کرانه اي به چشم نمي خورد و سکوت اسرارآميزي بر همه جا دامن گسترده بود.
نسيم ملايمي که از قلّه حِرا بر مي خاست، اندام خود را بر چهره سخت و شکننده ابوقبيس مي ساييد و با رقصِ دل انگيزي به دامنه کوه مي غلطيد و گونه هاي آفتاب زده «کعبه» را نوازش مي داد.
خانه خدا با جبروت و عظمت خود، درخشش وصف ناپذيري به اين سرزمين خشک و سوزان بخشيده بود و همگان در برابر شکوه و عظمت بي نظيرش سر تعظيم و تکريم فرود آورده بودند.
در ميان سيل مردم از پير و جوان، که با احترام خاصي، در دوّمين جمعه ماه رجب، در گرداگرد خانه خدا مشغول طواف بودند؛ زني حامله با چهره اي شکسته، به دور کعبه معظّمه بي تابانه مي گرديد، با انگشتان لرزانش به سوي کعبه اشاره مي کرد و در حالي که قطرات اشکَش سيل آسا بر گونه هايش سرازير بود، زير لب مي گفت:
«پروردگارا ! به تو ايمان آورده ام و به آنچه کتاب و پيامبر از سوي تو آمده ايمان دارم.»
«پروردگارا ! من به آيين جدّم حضرت ابراهيم خليل، که بنيانگذار اين خانه کهن است، ايمان دارم.»
«پروردگارا ! تو را سوگند مي دهم به حق بنيانگذار اين بيت و به حق اين مولودي که در شکم دارم، اين زايمان را بر من آسان بگردان !»(1)
ديدگان کنجکاو، او را مي ديد و گوش هاي تيز شده سخنانش را دنبال مي کرد، حسّ کنجکاويِ همگان تحريک شده بود که ناگهان فرياد تعجّب از همگان بر خاست و به دنبال آن سکوت سنگيني بر همگان حکمفرما شد. آب در گلوها خشکيد. حيرت و تعجّب بر چهره ها نقش بست. نفس ها از سينه ها بيرون نمي آمد.
کسي جرأت نداشت که مهر سکوت را بشکند و بگويد: لحظه اي پيش، ديوار کعبه شکافته شد و زن حامله اي به درون کعبه رهنمون شد!
چه کسي باور مي کرد که سنگ خارا آغوش بگشايد و زن حامله اي را در خود جاي دهد؟!
زماني حيرت و تعجب افزون شد که تلاش کليد داران حرم، در گشودنِ قفلِ درِ کعبه به نتيجه نرسيد !
لحظه به لحظه بر ازدحام مردم افزوده مي شد، تا از فرجام اين راز آگاه شوند.
پس از سپري شدنِ مدتي نسبتا طولاني، يکبار ديگر همان سنگ خارا آغوش باز کرد و سيماي درخشان «فاطمه بنت اسد» در حالي که «مولود کعبه» را در آغوش داشت، از درون کعبه طالع گرديد.
صداي تکبير اوج گرفت و در همه جاي مکّه طنين انداخت.
غرور و شرف چون هاله اي سنگين بر سرِ مولود بال گسترده بود و در سيمايش موجي از خنده در درياي اشک شنا مي کرد.
حضرت ابوطالب در حالي که برق شعف از ديدگانش بيرون مي زد، بانگ بر آورد:
«هان اي مردمان! (امشب) وليّ خدا، در خانه خدا، ديده به جهان گشود.»(2)
اين حادثه پر شکوه و بي نظير تاريخِ آفرينش، به روز جمعه، سيزدهم ماه رجب، در سي امين سال حمله ابرهه به خانه خدا (عام الفيل) اتّفاق افتاد.(3)
طلوع خورشيدِامامت ازافقِ کعبه، يکي از ده ها مناقب ويژه مولاي متقيان، امير مؤمنان عليه السلام است که در ميان اوّلين و آخرين، احدي در اين فضيلت با آن حضرت شريک نيست.
ما در اين نوشتار در پي آنيم که با اختصار، اعتراف بزرگان جهان اسلام ـ از شيعه و سنّي ـ از محدّثان، مورّخان، نسب شناسان، تراجم نويسان و سخن سرايان را، تا جايي که صفحات محدود مجلّه اجازه دهد، به ترتيب تسلسل زماني، در ضمن چندين فصل بازگو نماييم:
:: موضوعات مرتبط:
امیرالمومنین علیه السلام،
، :: برچسبها:
حضرت ابوطالب,
حاکم نيشابوري,
ولادت در کعبه,
فاطمه بنت اسد,
علي وليد الکعبه,
علی اکبر مهدی پور,
امام علی علیه السلام,
[ ادامه مطلب ] |
ما معتقديم اين مسئله بزرگترين افترا و دروغ تاريخ است و هرگز چنين چيزى صحت ندارد براى اثبات اين مطلب مىتوان مفصل بحث نمود كه متاسفانه صفحه كوچك وبلاگ ما توانايى تحمل آنرا ندارد لذا به چند مطلب بسنده مىنماييم.
قريش بزرگترين و مقتدرترين قبيله در شبه جزيره عربستان به حساب مىآمد و در درون قريش بنى هاشم برترين و قدرتمندترين قوم (تيره ) بشمار مىآمد طوريكه همه برترى آن را پذيرفته بودند عمو زاده هاى اين تيره بنى اميه بودند كه بعضى اوقات با بنى هاشم رقابت مىنمودند اما اگر پاى كسى ديگر به ميان مىآمد اين دو فورا با هم يكى مىشدند بطور مثال زمانيكه خبر رسيد ابوبكر (از تيره بسيار ضعيف قريش يعنى بنى تيم ) جانشين پيامبر شده براى ابوسفيان كه تازه مسلمان شده بود غير قابل تحمل بود لذا فورا صدا زد: اين الاذلان؟ دو مرد ذليل كجايند؟
پرسيدند منظورت چه كسانى مىباشند؟ گفت علي و عباس. ابوسفيان هنگامى كه با علي و عباس روبرو شد گفت چرا نشستيد بنى تيم كيستند كه رهبرى را بدست گيرند؟ ابوسفيان چنين ادامه داد: والله لاملان المدينة خيلا و رجالا. (قسم بخدا من مدينه را پر از پياده نظام و سواره نظام مىكنم و حكومت را با زور از آنان براى شما مىگيرم.)
علي كه به سخنان ابوسفيان گوش مىداد به او نهيب زد و اخطار نمودة فرمود: اگر كوچكترين حركتى بر ضد ابوبكر انجام دهى من نخستين كسى خواهم بود كه در مقابل تو مىايستم ما ابوبكر را اهل مىدانيم. ابوسفيان ناراحت شده الفاظ بدى گفته و رفت. (تاريخ طبرى جلد 2 قسمت آغاز خلافت ابوبكر)
قريش كه با رسول خدا دشمنى مىورزيدند عملا قادر نبودند كارى انجام دهند چون از انتقام گيرى بنى هاشم هراس داشتند واپسين و مهمترين راهكارشان اين بود كه از هر تيرهاى يك جوان انتخاب نمايند و اين جوانان طوايف گوناگون همه باهم پيامبر را با شمشير بزنند بگونهاى كه معلوم نشود كداميك قاتل است كه در اين صورت قوم پيامبر يعنى بنى هاشم نمىدانند با كدام تيره بجنگند و لذا مجبور خواهند شد خونبها گرفته صلح نمايند. (اگر يك يا دو قبيله چنين جرمى مرتكب مىشد مطمئن بودند بنى هاشم دمار از روزگارشان بر مىآوردند) كه همين مسئله سبب شد رسول اكرم با اذن خداوند هجرت نمود.
بیعت عمربن خطاب در روز غدیر با امیرالمومنین حضرت علی .علیه السلام
بعد از آن که رسول خدا صلى الله علیه وآله امیر مؤمنان علیه السلام را به عنوان خلیفه و جانشین خود انتخاب و آن را بر همگان اعلام کرد، به مردم دستور داد که یکى یکى با آن حضرت بیعت کرده و این منصب جدید را تبریک بگویند. طبق روایات صحیح السندى که در کتابهاى اهل سنت وجود دارد، عمربن خطاب از کسانى است که خود را به امیر المؤمنین علیه السلام رساند و پس از بیعت با آن حضرت، منصب جدیدش را تبریک گفت.
تبادل
لینک هوشمند
برای تبادل
لینک ابتدا ما
را با عنوان
فروشگاه آنلاین
و آدرس
onlineeshop.LXB.ir لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده
گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا
آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است.
مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند
از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله،
صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.