
اشاره ای کوتاه به افلاطون(427-347 ق.م) استاد ارسطو[1]:
از سوی پدر و مادر وابسته به خاندان های برجسته اشرافی آتن بود.
پدر افلاطون در کودکی وی مرد و مادرش با دائی خود به نام پور پلامپس... زناشوئی کرد....[2]
افلاطون در 20 سالگی(407ق.م) به حلقه شاگردان سقراط پیوست. افلاطون 8 سال را با سقراط گذرانده بود. وی سرانجام در 81 سالگی در 347ق.م در یک جشن عروسی در گذشت و در محل آکادمی به خاک سپرده شد.
افلاطون می گوید:
دیاکلیتیک موهبتی از سوی خدایان است که از سرچشمه ای الهی همراه با آتش به آدمیان داده شده است سازنده جهان در آغاز روح هایی را به شمار ستارگان آفرید و هر یک را در ستاره ای جای داد و سپس آنها از آنجا به پیکرهای انسانها راه یافتند امّا نخست همه روحها نرینه بودند. هر روحی که از آلودگی به شهوات جسمانی کنار باشد بار دیگر سعاتمند اند به ستاره اش باز می گردد. امّا روحی که بر شهوات جسمانی چیره نشود، در زایش دوباره شکل مادینه به خود می گیرد و اگر در زندگی زمینی همچنان به آلودگی های شهوانی و جسمانی ادامه دهد، پس از مرگ در پیکر جانوران جای می گیرد
بنابراین افلاطون جدّاً به تناسخ باور داشته است. [3]
"مهم ترین کار در جامعه آرمانی افلاطون، آموزش و پرورش شهروندان یعنی فرهنگ آموزی به ایشان است.
نوزادان باید به پرورشگاه سپرده شوند بدان سان که نه آنان پدران و مادرانشان را بشناسند نه اینان آنان را. [4]
باید از هر گونه مالکیّت شخصی جز در ضروری ترین چیزها پرهیز کنند.[5]
زنان و کودکان نیز باید میان نگهبانان اشتراکی باشند و هیچ پدر و مادری نباید فرزندان خود را بشناسد و فرزندان نیز باید چنین باشند."
هنگامی که فرزندان زائیده می شوند باید بیشترین دقّت شود که مادری فرزند خود را نشناسد.[6]
در حالات افلاطون واژه خدایان فراوان به چشم می خورد.
توجّه: آنچه گفته شد برخی از سخنان افلاطون استاد ارسطو و شاگرد سقراط بود. بر محقّقین لازم وضروری است که با دقّت به این اظهارات خرافی و خلاف شرایع آسمانی بنگرند. واژه مقدّس حکیم از آن امثال لقمان است نه این افراد و با ادّعای نبوّت برای امثال ارسطو و بطلیموس، ساحت مقدّس نبوّت را مخدوش نکرده و دستاویزی جهت دین گریزان و دین ستیزان فراهم نکنند.
پی نوشت:
[1]- دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج9، ص562.
[2]- همان ، ج9، ص562، ستون یکم
[3]- همان ، ج9، ص577، ستون دوم.
[4]- همان، ج9، ص580
[5]- همان، ج9، ص581
[6]- همان، ج9، ص581
نظرات شما عزیزان:
:: موضوعات مرتبط:
فلاسفه چه میگویند!،
،
:: برچسبها:
افلاطون,
یونان,