پیرو کلام امیرعوالم خلقت اعرف الحق تعرف اهله

عمر بن خطاب، خدائی از خرما داشت و دخترش را زنده به گور می‌کرد!!!

عمر بن خطاب، خدائی از خرما داشت و دخترش را زنده به گور می‌کرد!!!
نووی شافعی در کتاب المجموع می نویسد:
وَرُوِیَ عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ أَنَّهُ قَالَ : یَا رَسُولَ اللَّهِ ، إِنِّی وَأَدْتُ فِی الْجَاهِلِیَّةِ
فَقَالَ : أَعْتِقْ عَنْ کُلِّ مَوْؤُودٍ رَقَبَةً .والموؤودةُ البنتُ المقتولةِ عندما تَوَلَّدَ ، کان أهلُ الجاهلیةِ یفعلونَ ذلک مخافةَ العارِ والفقرِ.

از عمر بن خطاب روایت شده است که گفت: ای رسول خدا ! من در دوران جاهلیت دخترانم را زنده به گور کرده‌ام (چه کار کنم؟) . آن حضرت فرمود: برای هر دختری که زنده به گور کرده‌ای، یک بنده آزاد کن .
مؤوده به دختری می‌گویند که در زمان تولد کشته شده است. مردم دوران جاهلیت، این کار را به خاطر ترس از ننگ و فقر می‌کشتند.
النووی الشافعی، محیی الدین أبو زکریا یحیى بن شرف بن مر بن جمعة بن حزام (متوفاى۶۷۶ هـ)، المجموع، ج ۱۹ ، ص ۱۸۷ ، ناشر: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع، التکملة الثانیة.
ماوردی بصری شافعی نیز در کتاب الحاوی الکبیر می نویسد:



:: موضوعات مرتبط: اهل سنت، ،
:: برچسب‌ها: خدای عمر بن خطاب خرما, خرما خدا عمر بن خطاب, زنده به گوردختران عمر بن خطاب, زنده به گورعمر بن خطاب, عمر بن خطاب, خدائی از خرما داشت و دخترش را زنده به گور می‌کرد, عمل خرماعمر بن خطاب, [ ادامه مطلب ] |
ن : علی حسین زاده
ت : پنج شنبه 12 ارديبهشت 1392
همه می‌پرسند ، ‌حضرت علی علیه السلام پاسخ می‌دهد

همه می‌پرسند ، ‌حضرت علی علیه السلام پاسخ می‌دهد

اولین طرح مدون پیرامون حقوق بشر در جهان، از طرف امام علی بن ابی‌طالب علیه السلام، در حدود 1400 سال پیش عنوان شد. سخن گفتن یا نگاشتن مطلبی پیرامون امام همگان و شخصیتی که جامع فضایل اولین و اخرین، و دروازه‌ی شهر علم، مولود کعبه، شهید محراب،‌ قسمت کننده‌ی بهشت و جهنم و متصدی دادن جواز افرداد به بهشت است، شرافتی است بس بزرگ و افتخاری عظیم. چگونه ممکن است پیرامون شخصیت او نوشته‌ای عرضه شود؟
او همان کسی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در موردش فرمود: این علی، برادر من، خلیفه بعد از من و وارث علم من است.آنچه پیش روی است بخشی از توشه و مجموعه‌ای است درباره‌ی حضرت علی علیه السلام که نویسنده عربی با اسناد خود، آنها را گردآوری و تنظیم کرده است.



:: موضوعات مرتبط: امیرالمومنین علیه السلام، ،
:: برچسب‌ها: امام علی علیه السلام, پاسخ به سوالات, هشام آل قطیط الحیدری, انتشارات قدر ولایت, [ ادامه مطلب ] |
ن : علی حسین زاده
ت : یک شنبه 8 ارديبهشت 1392
طلوع خورشيد از درون کعبه - علی اکبر مهدی پور

طلوع خورشيد از درون کعبه - علی اکبر مهدی پور

طلوع خورشيد از درون کعبه

آسمان جلال و شکوه خاصي داشت. در پهن دشت وسيعش افق و کرانه اي به چشم نمي خورد و سکوت اسرارآميزي بر همه جا دامن گسترده بود.

نسيم ملايمي که از قلّه حِرا بر مي خاست، اندام خود را بر چهره سخت و شکننده ابوقبيس مي ساييد و با رقصِ دل انگيزي به دامنه کوه مي غلطيد و گونه هاي آفتاب زده «کعبه» را نوازش مي داد.

خانه خدا با جبروت و عظمت خود، درخشش وصف ناپذيري به اين سرزمين خشک و سوزان بخشيده بود و همگان در برابر شکوه و عظمت بي نظيرش سر تعظيم و تکريم فرود آورده بودند.

در ميان سيل مردم از پير و جوان، که با احترام خاصي، در دوّمين جمعه ماه رجب، در گرداگرد خانه خدا مشغول طواف بودند؛ زني حامله با چهره اي شکسته، به دور کعبه معظّمه بي تابانه مي گرديد، با انگشتان لرزانش به سوي کعبه اشاره مي کرد و در حالي که قطرات اشکَش سيل آسا بر گونه هايش سرازير بود، زير لب مي گفت:

«پروردگارا ! به تو ايمان آورده ام و به آنچه کتاب و پيامبر از سوي تو آمده ايمان دارم.»

«پروردگارا ! من به آيين جدّم حضرت ابراهيم خليل، که بنيانگذار اين خانه کهن است، ايمان دارم.»

«پروردگارا ! تو را سوگند مي دهم به حق بنيانگذار اين بيت و به حق اين مولودي که در شکم دارم، اين زايمان را بر من آسان بگردان !»(1)

ديدگان کنجکاو، او را مي ديد و گوش هاي تيز شده سخنانش را دنبال مي کرد، حسّ کنجکاويِ همگان تحريک شده بود که ناگهان فرياد تعجّب از همگان بر خاست و به دنبال آن سکوت سنگيني بر همگان حکمفرما شد. آب در گلوها خشکيد. حيرت و تعجّب بر چهره ها نقش بست. نفس ها از سينه ها بيرون نمي آمد.

کسي جرأت نداشت که مهر سکوت را بشکند و بگويد: لحظه اي پيش، ديوار کعبه شکافته شد و زن حامله اي به درون کعبه رهنمون شد!

چه کسي باور مي کرد که سنگ خارا آغوش بگشايد و زن حامله اي را در خود جاي دهد؟!

زماني حيرت و تعجب افزون شد که تلاش کليد داران حرم، در گشودنِ قفلِ درِ کعبه به نتيجه نرسيد !

لحظه به لحظه بر ازدحام مردم افزوده مي شد، تا از فرجام اين راز آگاه شوند.

پس از سپري شدنِ مدتي نسبتا طولاني، يکبار ديگر همان سنگ خارا آغوش باز کرد و سيماي درخشان «فاطمه بنت اسد» در حالي که «مولود کعبه» را در آغوش داشت، از درون کعبه طالع گرديد.

صداي تکبير اوج گرفت و در همه جاي مکّه طنين انداخت.

غرور و شرف چون هاله اي سنگين بر سرِ مولود بال گسترده بود و در سيمايش موجي از خنده در درياي اشک شنا مي کرد.

حضرت ابوطالب در حالي که برق شعف از ديدگانش بيرون مي زد، بانگ بر آورد:

«اَيُّهَا النّاسُ! وُلِدَ [اللّيْلَةَ] فِي الْکَعْبَةِ وَليُّ اللّه »

«هان اي مردمان! (امشب) وليّ خدا، در خانه خدا، ديده به جهان گشود.»(2)

اين حادثه پر شکوه و بي نظير تاريخِ آفرينش، به روز جمعه، سيزدهم ماه رجب، در سي امين سال حمله ابرهه به خانه خدا (عام الفيل) اتّفاق افتاد.(3)

طلوع خورشيدِامامت ازافقِ کعبه، يکي از ده ها مناقب ويژه مولاي متقيان، امير مؤمنان عليه السلام است که در ميان اوّلين و آخرين، احدي در اين فضيلت با آن حضرت شريک نيست.

ما در اين نوشتار در پي آنيم که با اختصار، اعتراف بزرگان جهان اسلام ـ از شيعه و سنّي ـ از محدّثان، مورّخان، نسب شناسان، تراجم نويسان و سخن سرايان را، تا جايي که صفحات محدود مجلّه اجازه دهد، به ترتيب تسلسل زماني، در ضمن چندين فصل بازگو نماييم:



:: موضوعات مرتبط: امیرالمومنین علیه السلام، ،
:: برچسب‌ها: حضرت ابوطالب, حاکم نيشابوري, ولادت در کعبه, فاطمه بنت اسد, علي وليد الکعبه, علی اکبر مهدی پور, امام علی علیه السلام, [ ادامه مطلب ] |
ن : علی حسین زاده
ت : یک شنبه 8 ارديبهشت 1392
عمربن خطاب خلیفه یا شاه…؟

عمربن خطاب خلیفه یا شاه…؟

عمربن خطاب که روزهایی از زندگیش شتر چران بود دلال خر شتر واستر بود و هیزم برگ درخت جمع می کرد وبا اون وضعیت خجالت آور نسب و  . . . دوران جاهلیت وبعد …

وناگاه خودرا در منصب حکومت می دید ، که هر کاری دلش می خواست می کرد هر کس را که می خواست  میزد حتی دختر رسول خدا را و از هر کاری که خوشایدش نبود منع می کرد ،در یک جمله همه از او وحشت داشتند،
او از نظر روانی از این تغییر شگفت زده بود ، لذا از افراد می پرسید آیا من پادشاه هستم یا خلیفه ؟…..
ما  در اینجا به چند مورد اشاره می کنیم خودتان قضاوت بفرمایید و …

ابن سعد می گوید :عمربن خطاب گفت: به خدا قسم نمیدانم من خلیفه ام یا پادشاه ؟!اگر شاه هستم که امری بس مهم شگفت است ، شخصی گفت: بین این دو فرق است
عمرپرسید فرق چیست ؟ او گفت :خلیفه جز به حق از کسی چیزی نمی گیرد وجز راه حق صرف نمی کند ولی شاه بر مردم ستم می کند  به ناحق از این و آن می گیرد وبه ناحق به این و آن می بخشد عمر با شنیدن این جواب سکوت کرد (۱)

ونیز نوشته اند روزی عمر از جناب سلمان فارسی پرسید:آیا من پادشاه هستم یا خلیفه ؟
سلمان گفت: اگر از مملکت مسلمانان درهمی یا کمتر یا بیشتر بدست آوردی و آنرا در غیر راه صحیحش صرف کردی تو شاه هستی نه خلیفه ،عمر از این سخن سلمان خجالت کشید به فکر فرو رفت .(۲)
—————————————————–
اسناد:
۱)تاریخ الخلفا سیوطی ص۱۴۰طبقات الکبری ج۳ص۳۰۶کنزل المال ج۱۲ص۵۶۷تاریخ عمربن خطاب ص۱۶۹

۲)تاریخ الامم والملوک طبری ج۵ ص۵۳ ۳۰۶کنزل المال ج۱۲ص۵۶۷ ش۳۵۷۷۷



:: موضوعات مرتبط: اهل سنت، ،
:: برچسب‌ها: آبرو ریزی عمربن خطاب, انحراف عمربن خطاب, تجاوز عمربن خطاب, جنایات عمربن خطاب, حکومت ظالمانه عمربن خطاب, خجالت عمربن خطاب, شاه عمربن خطاب, شتر چرون عمربن خطاب, شرم آور عمربن خطاب, طاغوتی عمربن خطاب, عدالت عمربن خطاب, عمربن خطاب الاغ چرون, عمربن خطاب جنایت, عمربن خطاب حکومت, عمربن خطاب سنی, عمربن خطاب چشم چرانی, وضعیت عمربن خطاب,
ن : علی حسین زاده
ت : شنبه 7 ارديبهشت 1392
شخصيّت و موقعيّت امّ البنين در اسلام

شخصيّت و موقعيّت امّ البنين در اسلام

او در يکي از شب ها خواب ديد که بر روي زمين حاصل خيزي نشسته و از دوستان و ياران خود دوري گزيده است و در اين حال ، مرواريدي در دست دارد که پيوسته آن را زير و رو مي کند...

نسب و حسب امّ البنين

امّ البنين ؛ ( فاطمه ) ، دختر حزام بن خالد بن ربيعه ( برادر شاعر معروف دورانِ قبل از اسلام ـ عصر جاهليت ـ صاحب يکي از محلّقات سبعه ) ، فرزند عامر بن کلاب بن ربيعة بن عامر بن صعصعه کلابي . 

مادرش ؛ شمامه ، دختر سهيل بن عامر بن مالک بن جعفر بن کلاب  و اجداد و نياکان او ، همه از دلاوران عرب در عصر جاهليت بودند که حماسه هاي جاويدان داشتند ، تا آنجاکه در شجاعت و سخاوت زبانزد خاص و عام بودند . در وصف آن ها همين بس که جناب عقيل بن ابوطالب گفت :

« در ميان قوم عرب نمي توان کسي را يافت که از پدران و نياکان امّ البنين شجاع تر و دلاورتر باشد . »



:: برچسب‌ها: موقعيّت امّ البنين, شخصیت امّ البنين, الزهیر الجعفری, محمد رضا میرزا جان, [ ادامه مطلب ] |
ن : علی حسین زاده
ت : جمعه 6 ارديبهشت 1392

محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.